تبليغاتX
برای فردا

         453

جناب آقاي دكتر علي لاريجاني

رياست محترم مجلس شوراي اسلامي 

با سلام

 

 نطق پرسوز و گداز شما در جلسه امروز مجلس را خواندم و از اين همه فقر و بيچارگي نمايندگان دچار تاسف و تاثر شدم. فهميدم كه از من و امثال من فقير تر هم وجود دارد . به راستي باور كردم كه زندگي براي نمايندگان ، ساده زيست و خدوم مجلس سخت شده و امان شان را بريده است.

نمي‌دانم ، چه اصراري دارند اين برادران خدوم و ساده زيست براي نماينده شدن وقتي كه بايد فقير تر از ديگران باشند. اگر نماينده شدن باعث فقر مي‌شود ، پس چرا هزينه‌هاي چند صد ميليوني براي نماينده شدن را متقبل مي‌شوند. پول‌ شام و مجالس تبليغاتي و اجناس اهدايي به تهيدستان را از كجا تامين مي كنند. انتظار نداريد كه باور كنيم كه اين پول‌ها را از جيب شان مي‌دهند تا مشكلات مردم حل شود!  نمي‌گويم همه اما برخي از نمايندگان بايد پول تبليغات را از يك جايي تامين كنند. يا خير؟

جناب لاريجاني در سخنان خود گفته‌ايد: اين در حد يك وامي براي زندگي حداقلي نمايندگان بوده و اگر كسي مي‌خواست واقعا استفاده نكند، سر و صدا نداشت، استفاده نمي‌كرد، لذا تذكرات را خاتمه دهيد و وارد دستور شويد.

معني زندگي حداقلي را هم فهميديم! اگر براي تامين يك زندگي حداقلي 100 ميليون تومان لازم است ! پس واي به حال ما كارمندان! و بدا به حال فقرا و اقشار مستضعف جامعه.

اميدوارم با آگاهي كامل اين حرف را زده باشيد. براي تامين زندگي حداقل بايد 100 ميليون تومان هزينه كرد! پس خط فقر بسيار فاجعه آميز است و بايد تجديد نظر دوباره ي در قبال آن صورت بگيرد.

آقاي لاريجاني

يا  100 ميليون براي من خيلي پول است! يا براي شما بسيار ناچيز. شايد هم ارزش پول ملي تا اين حد پايين آمده و شما  به دليل جايگاهي كه داريد از ما اطلاع بيشتري داريد. اما هر چه هست وظيفه شما و نمايندگان خدوم مجلس در قبال اين شرايط سنگين تر مي‌شود.  

 انتظار ندارم كه نمايندگان از حقوق خود بگذرند و حقوق من و ديگران را مقدم بشمارند. اما آن چه اين روزها بر سر رفاه و قدرت خريد اين مردم آمده برعهده شما و ديگران نمايندگان است. زيرا وظيفه نظارتي خود را به درستي و كامل اعمال نكرده‌ايد، متاسفانه گاهي مي شنوم. مجلسيان مسائل را يا از ديد جناحي مي‌بينند و يا از زاويه منافع شخصي شان. موارد كم نيستند ، شما و ديگر نمايندگان در اين زمينه موارد زيادي را به خاطر داريد كه به خاطر مصلحت هيچ گاه درز پيدا نمي‌كند ، همانطور كه اين موضوع كمك 100 ميليوني نيز با انتقاد شما مبني بر علني شدنش مواجه شده است.

 من بعنوان يك شهروند، به شما و ديگر نمايندگان مجلس حق مي‌دهم شرايط رفاهي مطلوبي داشته باشيد و دغدغه‌هايتان براي ايفاي وظيفه ناچيز باشد.

اگر هر نماينده براي زندگی حداقلي 100 ميليون تومان نياز دارد ، پس برای دوره بعد حتما تعداد نمايندگان را افزايش دهيد تا تعداد فقراي مجلس افزايش يابد.

اگر آن طور كه خودتان گفته‌ايد نمايندگان مجلس نسبت به ساير دستگاه‌ها فقير تر اند! پس خوشحال به حال آن دستگاه‌ها. اين وسط شعار ساده زيستي و خدمتگزاري و نان و قاتق! سركاري است.  اين حرفها براي دلخوشي مردم است.  والا با حرفهاي شما بسياري از مسائل مشخص شد. در تريبون‌هاي رسمي مال اندوزي ، رفاه و مكنت بد شمرده مي‌شود و همه به ساده زيستي و دوري از تجمل دعوت مي‌‌شوند اما در باطن ، طبق گفته‌هاي شما شرايط به گونه‌اي ديگري است!
هر چند هستند نمايندگاني كه بدون نياز به تبليغ ، واقعا ساده زيست هستند و چشم به مال دنيا ندارند.

ای کاش می توانستید وضعیت مالی و رفاهی و ثروت نمایندگان را بعد و قبل از نمایندگی به صورت واقعی! بررسی و اعلام می کردید. خواسته زیادی نیست. حداقل مردم تکلیف خودشان را با شعار های توخالی برخی نمایندگان می دانستند.

جناب لاريجاني

 شنيده‌ها حاكي است برخي از نمايندگان خدوم و وظيفه شناس دوره قبلي مجلس، حال كه ديگر وظيفه نمايندگي بر عهده ندارند ، در خانه‌هاي سازماني مجلس لنگر انداخته‌اند و جا خوش كرده‌اند. واقعيت دارد!

اگر اخلاق اسلامي ، تربيت اسلامي و رعايت قانون ،  از جانب يك نماينده مجلس كه وظيفه اش قانونگذاري است رعايت نشود ، از چه كسي مي‌توان انتظار داشت. غصب اموال مردم و بيت المال اخلاقي و قانوني است.

اگر چنين مساله‌ي واقعا حقيقت دارد، چرا اقدام قانوني نمي‌كنيد. مصلحت اين است كه متخلفان را رسوا كنيد تا اين مدافعان! حقوق مردم را بيشتر بشناسيم.

اگر از نمايندگان شهرهاي محروم سوال كنيد ، مي‌بينيد در برخي شهرها 200 هزار تومان براي برخي‌ها پول زيادي است. برخي زوج‌هاي جوان براي تشكيل يك زندگي حداقل به 2 ميليون تومان وام و يا كمك مالي نيازمندند!

اميدوارم در انجام وظايف نمايندگي تان مصمم تر باشيد و شرايطي را فراهم نماييد تا در ايران عزيزمان كسي دغدغه رفاه و معيشت نداشته باشد حتي نمايندگان مجلس.

پيروز ، سرافراز و بهروز باشيد.

نوشته شده توسط رضا پیرهادی در سه شنبه شانزدهم مهر 1387 ساعت 11:45 | لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

                       kordan

 

علي كردان و مدركش باز هم خبر ساز شدند. اين در حالي است كه رييس جمهور از مدارك دانشگاهي بعنوان ورق پاره ياد مي كند، اما  در دنياي توسعه يافته ، مدرك و تخصص افراد ملاك عمل است نه قرابت حزبي و فكري!

در اين گفته رييس جمهور نكته ظريفي پنهان است، اين روزها واقعا مدارك دانشگاهي بي ارزش و كاغذ پاره‌اي بيش نيستند. كافي است اراده كنيد و بخواهيد به مدرك مورد نظرتان برسيد، همين!

بي توجهي نهادهاي نظارتي و امنيتي نسبت به گسترش چنين پديده زشتي قابل تامل است. يكي از اساتيد دانشگاه كه در يكي از نهادها سمت دارد،  با ابراز تاسف از جعل مدرك مي‌گفت: فردي نزدم آمد و گفت كه مدارك دانشگاهي معتبرترين دانشگاه‌هاي اروپايي و آمريكايي  را با قابليت استعلام ! از اصل بودن مدرك  برايم تهيه مي‌كند. اين شخص از موسسهd در دبي سخن به ميان آورد كه قادر است ، چنين كاري را انجام دهد.

 

                                                     *     *     *

 

علي كردان بالاخره راضي شد، جام زهر بنوشد و جعلي بودن مدركش را تاييد كند. مي‌توان حال او را در اين لحظات تصور كرد.

انتظار مي‌رفت ، جناب كردان پس از مسجل شدن موضوع جعل مدرك، ضمن پوزش از مردم ايران ، در اقدامي پسنديده و حرفه‌اي استعفا مي‌دادند مثل همه مديران حرفه‌اي در كشورهاي توسعه يافته!  

در ايران برخلاف ديگر كشورها عليرغم ادعاي مديران مبني بر خدمتگزاري و نوكري به مردم!  نه تنها در قبال اشتباهات مديريتي شان استعفا نمي‌دهند، حتي به مانند آقای کردان مي‌گويند: بديهى است اينجانب با قدرشناسى از حسن اعتماد رياست محترم جمهورى و مجلس شوراى اسلامى، با احساس آمادگى و انگيزه بيشتر(!!!)، در خدمت اهداف بلند انقلاب و نظام مقدس جمهورى اسلامى ايران خواهم بود و تمامى تلاش خود را در خدمت به كشور و مردم عزيز به كار خواهم بست.

 

                                                    *     *     *

 

آقاي كردان آنچه اين روزها بر سر كشورم آمده  حاصل لجاجت شما در اعمال مديريت و خدمتگزاري امثال شماست. بهترين و عاليترين خدمتي كه مي‌توانيد  به مردم ارائه دهيد ، استعفا ست. با اين اقدام هم اصول مديريت حرفه‌اي را به ديگران مي‌اموزيد و هم طبق آموزه‌هاي اسلامي از غصب عنواني كه لياقتش را نداريد، كنار رفته‌ايد و هم به شعار شايسته‌سالاري عمل كرده‌ايد.

سال 83 ، در جلسه‌ي خصوص كه  با مدير يكي از شبكه‌هاي تلويزيوني داشتم ،وي  تعابير جالبي را در مورد شما به كار مي‌برد. آن روزها شما هنوز شهرت امروز را نداشتيد ، اما همكار سابق‌تان شما را انساني خارق‌العاده و زرنگ معرفي كرد . مي‌گفت شما در روزها تحقيق و تفحص مجلس ششم ، كه مقصر شماره يك بوده و هستيد ، نمايندگان پيگير طرح تفحص را به يك سفر اروپايي دعوت كرده و با زمينه چيني‌هايي منتظر لغزش نمايندگان بوديد! اما تيرتان به سنگ خورد. هر چند نمايندگان مردم ! با دعوت شخص ديگري به سفر خارج از كشور رفته بودند اما شما صحنه گردان اين  سفر بوديد. پس از آن مسافرت،  نمايندگان ، ديگر پيگير موضوع نشدند. شما مي‌دانيد چرا؟

دکتر رحیمی! نیز اظهارنظرهایی در این باره داشته اند از جمله گفته اند: مطالب مربوط به مدرک کردان از سایت آکسفورد حذف شده بود! ایشان هم ضمن معذرت خواهی باید استعفا دهند.

 

نوشته شده توسط رضا پیرهادی در سه شنبه نهم مهر 1387 ساعت 15:55 | لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
لرد كرزن سفير انگلستان درباره رشوه در ادارات! ايران ، آن هم در سالهايي كه سيستم اداري به اين شكل نداشته‌ايم ، اين گونه نقل مي‌كند:  "كلمه مداخل كه ترجمه مناسبي در زبان انگليسي ندارد، در گوش برخي از ماموران ايراني اثر مطبوعي دارد كه فهم آن براي اروپاييان آسان نيست؛ يعني آن‌چه انسان به‌وسيله رشوه و با وسايل ناروا تحصيل كند. بسياري از ماموران ايراني بيشتر در پي مداخل هستند، نه دنبال اجر و مزد كه به‌عنوان مقرري دريافت مي‌دارند. بنابراين در ايران هر مقامي كه درآمد محدود دارد و فرصت تحصيل مداخل پيش نمي‌آورد، شغل و كار بي‌مقداري محسوب مي‌شود."


مطرح شدن مجدد موضوع انتقال گاز ايران به امارات و پرونده كرسنت ، بار ديگر  بحث فساد مالي را عيان‌تر ساخت. فساد اين روزها ، جزيي از زندگي روزمره ايرانيان شده است. همگي ، براي يك بار هم كه شده با اين موضوع در ادارات و سازمان هاي مختلف مواجه شديم. برخي نيز تجربه عيني در همكاري با عوامل اين پديده شوم را دارند.
فساد مالي كه در برگيرنده مواردي چون  اختلاس و ارتشاء (رشوه‌گرفتن و رشوه‌دادن)، دزدي، سوءاستفاده از رانت‌هاي شغل ، موقعيت و مقام و قدرت سازماني، گران‌فروشي رسمي و غيررسمي، ساختن كلاه‌شرعي!، ضعف و سوءمديريت منجر به فساد مالي و ... مي‌گردد، در حال رشد روز افزوني است.
اين روزها كسي نمي‌‌تواند منكر فساد مالي - اداري گسترده در ادارات باشد، در سالهاي اخير اين موضوع آن‌چنان عينيت يافته كه رهبر انقلاب در اوايل سال 1380 ضمن موضع‌‌گيري و انتقاد از شرايط ، برنامه مشخصي جهت مبارزه با "فقر، فساد و تبعيض"  كه به فرمان 8 ماده‌ي معروف شد، را اعلام كردند و خواستار توجه سران سه قوه به اين موضوع شدند.
فساد مالي در ايران پديده ساختاري است و به‌زمان خاصي محدود نمي‌شود، كارشناسان در اين زمينه همواره تاكيد كرده‌اند كه براي مبارزه با فساد مالي – اداري بايد ضمن مبارزه با معلول‌ها به ريشه‌ها و بنيادهاي آن پرداخت.

اما با وجود، تقبيح اين مساله به لحاظ ديني و دستور اكيد رهبر انقلاب در زمينه مبارزه با فساد ، در عمل شاهد شرايط متفاوتي هستيم. كم و كيف فساد مالي - اداري و نحوه برخورد دولت و مردم با اين پديده قابل توجه است. اقبال عمومي كه اين پديده در ميان مردم و حساسيت جامعه و طبقه مرفه و متوسط و همچنين جديت دولت در اين زمينه!،  حكايت از سرايت اين پديده شوم و كارگشا بودنش دارد.

افشاگري‌هاي پاليزدار هر چند در نطفه خفه شد اما حكايت از تومور عظيم‌الجثه‌اي دارد كه در حال متاستاز به برخي حيطه‌ها و شخصيت‌هاي انقلاب است. در تمامي سالهاي پس از انقلاب  با  علني‌ كردن فساد و معرفي افراد خاطي به دليل "تضعيف حكومت اسلامي" و "لطمه به انقلاب" مخالفت مي‌شد. اما اين دلايل مي‌رود تا باعث تضعيف چند برابر حكومت اسلامي شود و در اين بين كسي به فكر نيست. اگر اشخاص را مساوي با حكومت اسلامي و انقلاب بدانيم ، مي‌بايست در همان سال‌هاي ابتدايي انقلاب و ترور برخي شخصيتها و خيانت برخي از انقلابيون ، انقلاب و حكومت اسلامي از ميان مي‌رفت!

تاريخ ايران سراسر آكنده از خيانت و فساد مالي است. عمده شكست‌ها و پس‌رفت‌هاي تاريخ ايران با فساد مالي شكل گرفته و موجبات سير قهقهرايي مان را موجب شده است. مردم ايران در طول تاريخ جديد خود لطمات فراوان و جبران‌ناپذير و غم‌انگيري را از فساد مالي در خاطر دارند؛ قتل قائم‌مقام فراهاني، مرگ ناجوانمردانه اميركبير، كودتا عليه دولت دكتر مصدق و حتي خيلي از ناكامي‌هاي در سال‌هاي پس از انقلاب را مي‌توان تا حدودي با اين پديده مرتبط دانست. پرونده كرسنت يكي از آخرين نمونه‌هاي اين مساله است، عده‌اي مي‌خواهند با دريافت پول و كسب منافع بيشتر، منافع و ثروت مردم ايران را به يغما ببرند.


با گسترش فساد در بخش اجرايي و اشاعه و تعميق آن در بخش خصوصي، آثار اين فشار به شكل تورم، گراني، خلافكاري، تقلب، قانون‌شكني، فساد اخلاقي، تغيير الگوي مصرف اين خانواده‌هاي فاسد شده، اسراف و … بر جامعه تحميل مي‌گردد و از توان اقتصادي، انساني، اخلاقي، كارشناسي و مديريتي جامعه كاسته و وجدان ملي را به‌شدت متاثر و متالم ساخته مي‌سازد.
فردا خيلي دير است!

نوشته شده توسط رضا پیرهادی در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387 ساعت 13:17 | لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
امروز صبح‌مان را با بيانات گهر بار جناب منصور واعظی دبير شوراي فرهنگ عمومي  آغاز كرديم. حضرتش فرموده اند: زندگي مشترك در آپارتمان 30 متري هم زيباست .
ايشان با حمله به زندگي پرزرق و برق و روحيه تجمل گرايي گل واژه‌هايي گفته‌اند كه اعصاب براي انسان نمي‌گذارد.

جناب آقاي واعظي ، به  آن خدایی كه مي‌پرستي زندگي سخت است! شايد درك اين موضوع برايت سخت باشد.
حتي در بحراني‌ترين روزهاي مردم اين سرزمين ، شرايط به ناگواري و سختي امروز نبوده است. مشكل شما مديران انقلابي اين است كه همه چيز را با فيش حقوقي ‌تان و احتمالا ويلاهاي چند صد متري مقايسه مي‌كنيد.

جناب آقاي واعظي ؛

درد بسيار است، از كدام بگويم. آيا شما مي‌توانيد با 300 هزار تومان حقوق ، در عصر دولت تورم زاي احمدي نژاد زندگي كنيد. نمي توانيد، مطمئنم. بنده حاضرم براي 6 ماه فيش حقوقي ، منزل و ديگر عايداتم را با شما تعويض كنم. آيا حاضريد فرزندانتان را به زندگي در يك آلونك 30 متري عادت دهيد. دروغ مي‌گوييد.
براي امتحان هم كه شده بياييد و اين كار انجام دهيد  تا درد مردم را بهتر درد كنيد .اين كه پشت ميز چند صد ميليوني‌تان در يك دفتر چند صد متري بنشينيد و گل واژه بگوييد، دردي از من دوا نمي‌كند. اصلا مگر حوزه كاري شما به مسكن، اقتصاد و پول و ازدواج مرتبط است كه اين چنين موعظه مي‌كنيد.
ماه‌هاست كه به دنبال يك آپارتمان اجاره اي  محقر هستم. دريغ از همين آپارتمان 30 متري كه شما نويد زندگي زيبا را در آن داده‌ايد. وقتي حقوق خود را با رقم‌هاي اجاره مقايسه مي‌كنم ، از زندگي سير مي شوم. از خدا مي‌خواهم مرگم بدهد، آقاي واعظي مانند من بسيار است، در پي جست‌و‌جوي آپارتمان در يك بنگاه با يك زوج آشنا شدم كه نيمه شعبان مراسم ازدواج شان بود اما خانه‌ي محقر نمي‌يافتند مي‌دانيد چرا؟
در نازي آباد تهران براي يك اتاق در يك خانه قديمي ماهي 200 هزار توان اجاره مي‌خواهند ، فقط يك اتاق كه 30 متر هم نمي‌شود. در حالي كه درآمدشان 250 هزار توان بود. اين زوج قانع با 50 هزار توان چگونه زندگي كند و زنده بماند. آقاي واعظي بسياري از اين زوج‌ها به دليل فشارهاي زندگي ديگر حوصله لذت بردن از زندگي زناشويي را ندارند و مانند خواهر و برادر با يكديگر زندگي مي‌كنند ! آن وقت به دنبال علل خيانت زوجين به يكديگر هستيد! همسركشي ، فحشاي زنان شوهردار ، مردان خياباني و .... يكي از علل اش همين مشكلات لاينحل زندگي است حتما شما آمارهاي دقيق تر و بهتري از ما در اين زمينه داريد.

آقاي واعظي

واژه‌هاي ايثار ، گذشت ، مردانگي ، قناعت و كمك به همنوع در گذشته در  فرهنگ ايراني چه جايگاهي  داشته و امروز در عرصه عمل به كجا رسيده است!
چه بر سر سنت‌هاي اصيل مردم ايران آمده است. جوانمردي مان را چه شده ، دست مظلوم را گرفتن ، چه بلايي بر سرش آمده است.
آيا از تاكيدات ديني و اسلامي در امر ازدواج ، كمك به مزدوجين و تشكيل خانواده خبر داريد. تعداد شان بسيار است. احتملا در مباحث‌تان به دنبال فحشا و فساد و ضعف فرهنگ ديني امروز جامعه هستيد! به نظر شما علت چيست؟
توقع مردم بالاست ، يا مديران عرضه انجام وظيفه ندارند. طبق قانون اساسي وظايف دولت در زمينه مسكن و رفاه  مردم چيست؟ آيا در اين همه دستگاه عريض و طويل دولتي ، نهادي نبوده است كه شرايط امروز را رصد كند و به فكر جوانان بي‌شمار دهه 60 باشد.
آيا جوانان در شعار دادن مهم هستند. از شما به عنوان يك مدير دولتي بعيد است كه اين چنين سخيف به مسائل بنگريد و فقط از مردم بخواهيد كه قانع باشند.اين كه هميشه مردم مقصرند و بايد خودشان به فكر مشكل باشند ، پس شما چه كاره‌ايد و چرا آن بالا نشسته‌ايد. پس وظيفه شما و پولي مفتي كه از بيت المال مي گيرد چيست؟ اين وظيفه نوكري را كه مدام تكرار مي‌كنيد چه موقع انجام مي‌دهيد ؟ نوكر كه اينقدر حراف نمي‌شود.نوكر بايد فقط نوكري كند و بس !
راستي كمي هم از عملكرد تان در عرصه فرهنگ بگوييد! چه بر سر فرهنگ ايراني آمده است. مگر ما ايرانيان تمدن چند هزار ساله نداريم، پس چه شده كه رفتارهاي زشت و ناپسندمان چشمان جهانگردان را گرد مي‌كند. آيا در شان ايران و ايراني است كه با چنين فرهنگ و رفتارهاي هنجارشكنانه‌ي زندگي كند. چرا اقدامي نمي‌كنيد! محض رضاي خدا ، فقط در حيطه كارتان نظر بدهيد و لاغير.
 زياده جسارت است .

نوشته شده توسط رضا پیرهادی در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387 ساعت 11:24 | لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
در باب عدم  توسعه ايران ، تئوري‌هاي فراواني وجود دارد. به گمان من عدم ثبات مديريت و مديريت سياسي بر نهادهاي مختلف يكي از علل عمده عقب ماندگي كشورمان است.
امروز وقتي سوابق اجرايي «علی کردان» وزير پيشنهادي وزرات كشور را مشاهده مي‌كردم، از اين همه جابه‌جايي در سوابق مديريتش ، حيران ماندم. چگونه يك نفر مي‌تواند اين همه جابه‌جايي در سطح مديريت و سابقه شغلي داشته باشد چرا قانون مدوني در اين زمينه وجود ندارد. پس شايسته سالاري معنايش چيست؟ چه زماني اعمال خواهد شد.
جناب كردان از نظامي‌گري تا مديريت فرهنگي،  مديريت جهانگردي ، وزرات نفت، وزارت كشور، ثبت اسناد و كلي جاي ديگر سمت داشته است. شايد عده‌ي بگويند براي مديريت در سطح كلان نيازي به تخصص نيست و تجربه مديريت ايشان مهمتر است!
اما يك وزارت كشور را هم در روزمه كاريشان كم داشتند كه به آن هم خواهند رسيد. فقط مانده وزرات امور خارجه و رياست جمهوري ! که تارسیدن به این عناوین  هم یک یا حسین دیگر باقی است.

نكته مهمتر؛‌

در اولين فرصت به پايگاه اطلاع‌رساني رياست جمهوري  سري بزنيد و از نبوغ و استعداد برخي از وزرا و علم و آي كيو گردانندگان سايت مدهوش شويد:
در قسمت مربوط به معرفي كابينه ، به صفحه وزیر رفاه برويد. در قسمت بالاي صفحه  نوشته شده كه ايشان فوق ليسانس مديريت است . اما در قسمت مربوط به سوابق تحصيلي ، نوشته شده كه  ايشان در دوره كارشناسي ، كارشناسي ارشد و دكترا زمين شناسي خوانده‌اند!
در ضمن سوابق اجرايي ايشان و تحصيلات دانشگاهي‌شان با وزرات تحت مديريت‌شان چقدر هم خواني دارد.
در سوابق وزير نفت ، انقلاب اسلامي و جنگ تحميلي يك سابقه اجرايي محسوب شده است.
 اينها مشتي از خروار بود بقيه‌اش را خودتان ببينيد.براي اينكه لذت فراواني ببريد ، در همان صفحه معرفي وزرا ، نام وزیر صنایع علي اكلر نوشته شده است. سري هم به صفحه اختصاصي ايشان بزنيد و از اين همه نوكري دوستان نهاد رياست جمهوري مستفيض شويد.
جالب است كه در اين سايت مشخصات بسياري از وزرا وجود ندارد.

لابد رییس جمهور با این کارمندان وظیفه شناس و خلاق می خواهد به مدیریت جهان بپردازد. از اين همه حس مسئوليت و انجام وظيفه در سايت رياست جمهوري مشعوف شديم.

دست مریزاد  

نوشته شده توسط رضا پیرهادی در سه شنبه هشتم مرداد 1387 ساعت 16:22 | لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

اين روزها بحث تحول اقتصادي رييس جمهور ، در محافل اقتصادي و سياسي داغ است. در اين بين عامه مردم هنوز اطلاع كافي از اين طرح و محاسن و مشكلاتش ندارند.

عمده‌ترين موضوع تحول اقتصادي، واريز تفاوت قيمت‌هاي يارانه‌اي و قيمت‌هاي آزاد به حساب شهروندان است. تا اينجا كه بحث پول مطرح است و جيب خالي مردم مشكلي نيست اما ، مشكل از همين اما آغاز مي‌شود.

طي سال‌هاي گذشته كارشناسان اقتصادي بر ضرورت هدفمند كردن يارانه‌ها تاكيد كرده‌اند. ما هم سعي مي‌كنيم اميدوارانه به اين طرح بنگريم و آرزو مي‌كنيم با اجراي اين طرح بدبخت تر و بيچاره تر نشويم و در همين نزديكي‌هاي خط فقر و فقر مطلق جايي براي خودمان پيدا كنيم.

اما ؛ مشكل اصلي شيوه اجراي طرح تحول اقتصادي و مطالعه همه جانبه شرايط  و  توجه ويژه به اقشار ضعيف جامعه است، اينكه يارانه‌ها را به جاي اينكه دولت بپردازد و يا پولش را به مردم بدهد تا خودشان بدانند با قيمت‌هاي سرسام آوري كه پس از اين شاهد خواهيم بود، تنها تفاوتش گرانتر شدن و گرانتر شدن است.

اين روزها ، مديران دولتي براي موجه نشان دادن اقدام خويش آمارها و رقم‌‌هايي را بيان مي‌كنند، كه آدم پيش خودش فكر مي‌كند چه موجود بي خاصيت و  اسراف گري است.

آمارهايي مثل،  سومين مصرف كننده گاز دنيا، سرانه۷۰۰ هزار توماني يارانه انرژي هر ايراني و ....، تقصير اين همه اسراف را به گردن مردم مي‌اندازد. دولت و دستگاه‌هاي اجرايي در اين مدت فقط به ما لطف مي‌كرده‌اند و لاغير.

آن‌چه در اين بين ناديده انگاشته مي‌شود ، اجحافي است كه طي ساليان گذشته و امروز توسط دولت به مردم روا داشته شده ، دولت مقصر اصلي شرايط امروز است.

در كشورهاي توسعه  يافته ميان  مصرف  برق در بخش خانگي و صنعت تناسب وجود دارد . اما در ايران  بخش هاي غير مولد و عموما" خانگي ، بيشترين سهم  را در افزايش مصرف  به خود اختصاص داده اند، مي‌دانيد چرا؟

در ايران قانون مدون و اصولي براي مصرف برق و راه‌هاي كاهش مصرف وجود ندارد. به دليل عدم نظارت و قانون در ساختن خانه‌ها ، هيچ يك از اصول براي ساختن خانه‌هاي ايمن و مطمئن اجرا نمي‌شود. در ايران خانه‌ها فقط ساخته مي‌شوند ، مهم نيست چگونه؟ با چه مصالحي و با چه كيفيتي؟

متاسفانه به دليل عدم نظارت در ساخت و ساز ، خانه‌ها يي ساخته مي‌شوند كه  در زمستانها سردتر و در تابستانها گرمتر اند! در طي روز نور كافي ندارند . لوله كشي هاي آب هم كه افتضاح است و از شير آلات مناسبي كه مانع از مصرف بيش از حد آب مي‌شود به دليل گران بودن! استفاده نمي‌شود.

به نظر شما ، با توجه به موارد فوق و توجه بيشتر به ضوابط و نظارت دقيق شرايط چگونه خواهد بود.

به راستي اگر در اين زمينه اقدام مناسبي صورت مي گرفت. آيا بايد امروز شاهد چنين آمارهاي وحشتناكي بوديم.

نظارت بر عملكرد و اجراي قانون بر عهده كيست؟  دولت يارانه‌ها را به جاي اينكه در بخش مصرف ارائه كند ، مي‌تواند در بخش‌هاي سخت افزاري و نرم افزاري ساختمان سازي و ارائه مصالح با كيفيت تر هزينه نمايد. به راستي چه زماني قرار است مصالح و ابزارهاي با كيفيت در ساختمانها استفاده شوند.

اگر يك چهارم مبالغي كه به عنوان مصرف انرژي در كشور مطرح است ، هزينه مي‌شد و رشوه‌ي كه انبوه سازان و بساز و بفروشان  به ناظران ساختمان‌ها و ماموران شهرداري و .... مي‌دهند را  خود دولت پرداخت مي‌كرد ، شاهد اين همه هدر رفت سرمايه‌هاي ملي و اسراف نبوديم.

براي اطلاع بيشتر بد نيست نگاهي به آدرس‌هاي زير بيندازد و شرايط را بيشتر و بهتر بسنجيد:

 

خبرگزاری اقتصادی ایران

 

آمار و اطلاعات راجع به یارانه

 

تولید انرژی در ایران

 

انرژی و ساختمان

 

ویکی پدیا

 

نوشته شده توسط رضا پیرهادی در دوشنبه دهم تیر 1387 ساعت 13:57 | لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

خبر شهادت سربازان ايراني به دست مزدوران ابليس؛ آن هم به نام دفاع از مردم ايران دردآور بود. اين داعيه داران «جنبش مقاومت مردمی ایران»، به نام مردم ايران چه بر سر ايرانيان مي آورند. دنياي خنده داري است  و از همه خنده دار تر وجود مردي به نام عبدالمالك ريگي است كه خود را سرباز خدا مي‌داند و مدافع مردم ايران!

 

مالك ريگي!

 

rigi

 

سيستان، مهد پهلوانان و دليران ايران زمين است و جزيي جدايي ناپذير از ايران .

نمي‌دانم  از چه جنبشي حرف مي‌زني و خود را سرباز كدام خدا مي‌داني! خداي من و خداي همه ايرانيان، مهربان و بخشنده و نافي هر گونه ترور است.

شهادت دو جوان ايراني نه تنها وجه‌ي به تو نخواهد بخشيد بلكه روي تو را سياه تر خواهد كرد. تو  ريگي در چشم مردم ايراني و به اندازه يك ريگ! براي ايرانيان زحمت آفرين خواهي بود، بترس از روزي كه دچار خشم مردم شوي. اگر اندكي عاقل بودي مي بايست از سرنوشت ديگر هم مسلكانت كه چون تو ددمنشانه مردم را تارو مار مي‌كردند اما در حضيض ذلت به زباله‌دان تاريخ پيوستند، درس عبرت مي‌گرفتي.

تنها هدف تو از سر بريدن جوانان ايراني ايجاد رعب و حشت و كسب درآمد از طريق فروش صحنه هاي اين جنايات به شبكه‌هاي تلويزيوني است، اين گونه هم تو منفعت مالي مي بري هم ميليونها انسان در اعتقادشان راسخ مي‌شوند كه اسلام اهل تسنن ، اسلام خشونت و ترور است و الا من و تو مي دانيم كه تشيع در اقليت است. چه عايدت مي‌شود وقتي به عنوان يك مسلمان تو را يك ماشين آدمشكي مي دانند و هم مذهبي‌هايت را  تروريست. چه بهره اي از اين اقدامات كور خود مي‌بري.

عبدالمالك اي بنده حقير ؛‌ دريغ از نام ايران و ايران كه بر تو نهند. تو لياقت انسان بودن نداري، تو همچون حيوان درنده خويي هستي كه بايست  هر چندي انسان‌هاي را سلاخي كني!

آنهايي كه به نام پاسدار اسير گرفته‌اي سرباز وظيفه اي هستند كه از سر اجبار در آن پاسگاه خدمت مي‌كرده اند. حتي اگر با پاسداران هم مشكل داري بدان كه آن پاسداران نيز ايراني‌اند و از هم وطنت هستند.

به راستي چرا اين جنبش مردمي تو در دل كوه‌ها و يا در گوشه اي پنهان از خاك پاكستان است. اين جنبش مردمي نمودش فقط در آدم كشي ، دزدي ، قاچاق مواد مخدر ، قاچاق انسان و فروش دختران ايراني است. آيا ناموس فروشي و به اعتياد كشاندن جوانان ايران بخشي از حقوق مردم ايران است.

فروش دختران ايراني در بازارهاي كراچي و كويته جزي  از مرام و اصول اخلاقي توست. دريغ و درد  از اين همه بزدلي و نامردي.

نمي‌دانم مجريان صداي آمريكا چه لذتي از مصاحبت با تو مي‌برند، اما بي شك آنان نيز مانند تو ايران پرست هستند! و مست از اين پيروزي اخير تو هستند، قهقهه سر مي‌دهند و براي سلامتي ‌ات باده سر مي‌كشند، اما در اينجا خانواده آن سربازان در بند، يا عزادارند يا مستاصل.

در گذشته تاريخي ايران هيچ مخالف آزاد منشي با مردم كشور خود چنين نكرده كه تو مي‌كني. اگر مخالف و دشمن حكومت هستي ، با مردم كشورت دشمني نكن.

ريگي حقير؛ بدان تاريخ مصرفت روزي تمام خواهد شد.

 در این زمینه بخوانید :

 

نامه یک خبرنگار به عبدالمالک ریگی

 

نوشته شده توسط رضا پیرهادی در شنبه یکم تیر 1387 ساعت 16:55 | لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

فساد اخلاقي ، معاون دانشجويي دانشگاه زنجان ، هر چند باعث شده تا هياهويي بر پا شود و همه در باب نكوهش اين رفتار به منبر بروند و پندها بدهند و نتايج اخلاقي بگيرند، مسلما سو استفاده از موقعيت براي ارضا شهواني منفورترين اقدام است. اما بايد براي ريشه يابي  و بررسي اساسي اين موضوع اقدام كرد.

غريزه ي جنسي در نهاد هر انساني  وجود دارد و انسان‌ها به فراخور وجود و طبع‌شان از اين غريزه بهره برده‌اند. رفتار جنسي در تمام فرهنگ ها و اديان وجود دارد و براي آن خطوط قرمزي نيز در نظر گرفته شده و در رابطه با آن قواعد و قوانيني  وجود دارد كه تخلف از آنها موجب عقوبت شرعي و يا طرد اجتماعي است.

مسائل جنسي در تمام دنيا جنجالي است . اما آن‌چه در ايران متفاوت مي‌نماياند؛ ادعاي دولت فعلي و دولت‌هاي قبلي در گزينش نيروهاي متعهد، اخلاقي و موجه است. در دهه 60 گزينش‌ براي تحصيل در دانشگاه ، استخدام در ادارات دولتي ، قبل از اينكه بر مبناي تخصص باشد ، اصل را بر مذهبي بودن و آشنايي فرد گزينش شونده با كفن زن و مرد و ... بود. هنوز هم در استخدام اعضاي هيئت علمي برخي مسائل ، همچنان دنبال مي‌شود. قصد ندارم اين روش‌ها را نفي كنم، اما تجربه نشان داده كه مشكل جاي ديگري است.

اين تفكر باعث شد تا بسياري از افراد شايسته از حضور در دانشگاه و ادارات محروم شوند. اما افرادي چون دكتر مددي به مدد روحيات خاص و عبور از گزينش‌ها مي‌توانست در سيستم  استخدام شود و در نهايت باعث شود تا آبروي دولت نهم كه ادعاي اسلامي‌بودن ، اخلاق محوري و اصولگرايي به حراج گذاشته شود.

در طي فعاليت دولت نهم ، پرونده‌هاي مرتبط با فساد اخلاقي مديران ارشد و مياني رو به فزوني گذاشته و مي رود تا به يك ركورد برسد. به راستي علت چيست؟ چرا عليرغم اينكه رييس جمهور سعي كرده است تا افراد كابينه را به قول خود از ميان نيروهاي ارزشي انتخاب كند، اما در نهايت و عليرغم ادعاهاي آنان بازهم شاهد چنين مسائلي هستم. ايراد كار كجاست.

مسلما دكتر مددي ، اولين و آخرين مديري نخواهد بود كه دست به چنين اقداماتي زده است ، فقط كافي است در تمامي دانشگاه‌ها تحقيق در اين زمينه صورت بگيرد، تا با حقايق تلخي روبه‌رو شويم. به علت سكوت افراد ي مه مورد سو استفاده قرار ميگيرند، نمي‌توان به عمق فاجعه پي برد.

متاسفانه فضاي دانشگاه‌ها عليرغم تلاشي كه در سالهاي پس از انقلاب براي اسلامي شدن آن صورت گرفته ، فضاي ناسالمي را تجربه مي‌كند. جاذبه‌هاي سواستفاده از موقعيت براي كاميابي جنسي در همه جاي دنيا متداول است اما در ايران به گونه‌ي ديگري پيش مي‌رود، آن‌چه شرايط براي كشورمان متفاوت ساخته ، گزينش‌ها ، خط مشي و تاكيدي است كه بر مسائل اخلاقي و اسلامي مي‌شود، در حالي‌كه دركشورهاي ديگر بر چنين مسائل تاكيد ندارند.

 اما در ايران عليرغم همه ادعاها شرايط اين گونه است كه در دانشگاه زنجان شاهد هستيم.  خبر دستگيري معاون وزير علوم به دليل فساد اخلاقي ،فلان نماينده مجلس، ادعاهاي پاليزدار در مورد مهدي هاشمي ، سردار زارعي ، اتفاقات دانشگاه تبريز و رازي كرمانشاه ، يكي از مديران استانداري قزوين ، فساد اخلاقي در سازمان محيط زيست و دستگيري  يكي از مديران اين سازمان در اتومبيل خدمت به همراه منشي ، ادعاهاي پرونده قاضي رسيدگي به فروش سوالات كنكور كه در آن نام برخي آقازاده‌ها و نزديكان شان در سو استفاده‌هاي جنسي براي فروش سوالات كنكور و .... در سه سال اخير حكايت از بحراني دارد كه همواره به دليل جنجال‌هاي سياسي و هياهويي كه در اثر آن حاصل مي‌شود،  فراموش مي‌گردند. فقط كافي است هر كدام از موارد فوق را در گوگل سرچ كنيد.

اما بحران جنسي و مسائل مرتبط با آن يكي از تابوهايي است كه مي‌تواند براي كشور خطرناك باشد.

با مروري بر صفحات حوادث روزنامه‌ها و قتل‌هاي ناموسي كه اين روزها و در طي سال‌هاي اخير رو به فزوني است ، با حقايق تلخ ديري مواجه خواهيد شد و با  بخش ديگري از بحران جنسي جامعه روبه‌رو مي‌شويد. در اكثر حوادث منجر به قتل‌؛ خيانت زن و شوهر و مسائل جنسي يكي از اركان اصلي محسوب مي‌شوند.

بررسي اين پديده از ديدگاه جامعه شناسانه و روان‌شناسانه ، بسياري از پاسخ‌هاي اين نوشته را معلوم خواهد ساخت.

 براي حل اين معضل امروز كشورمان بايد به دور از هر حب و بغض و تعصبي چاره‌اي اساسي انديشيد.  بايد به صورت ريشه‌اي، عميق و علمي به اين معضل پرداخت. آنچه كه اين روزها باعث شده تا به شرايط امروز برسيم ؛ آميختن مسائل  جنسي با مسائل ارزشي است، در حالي‌كه مي‌توان با نگاهي همه جانبه و بررسي  مشكلاتي چون :  گراني، جوان بودن جامعه ، بالا رفتن سن ازدواج ، فرار سرمايه‌ها به منظور ارضا مسائل جنسي و ... ، از بروز و گسترش بسياري از مشكلات جلوگيري كرد.

راستي تا به حال به اينموضوع فكر كرده‌ايد كه چرا ايرانيان عليرغم تنفر ظاهري كه از مسائل جنسي دارند و سعي مي‌كنند كه خود را پاك جلوه دهند اما در خفا آن كار ديگر مي‌كنند!

نوشته شده توسط رضا پیرهادی در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 ساعت 17:5 | لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

اين چند روز كه پودر لباس‌شويي ناياب شده و انشاالله تا چند روز آينده بايد به دنبال ماكاروني و قيمت هاي كهكشاني اش باشيم. در تاكسي و اتوبوس باز هم ، حرف هايي مي‌شنوم كه حاكي از عدم رضايت مردم است.

تقريبا هيچ كس راضي نيست، همه مستاصل شده اند و مي‌نالند. اما در عجبم كه در چنين شرايط چراكسي اعتراضي نمي‌كنند( اصلا بحث سياسي نيست، اين حق مردم است كه شرايط متعادلي را تجربه كنند و حداقل از زندگي رضايت داشته باشند و اين مساله يكي از اصلي ترين وظايف دولت در قانون اساسي است)

به هرحال مطمئنم اين شرايط در هر كشور ديگري بود، شرايط ديگري رقم مي خورد . اما در ايران رفتارهاي مردم باعث شده تا رييس جمهور بگويد كه وضع اقتصادي مردم بهتر از قبل شده  و گفته‌‌هاي اين چنيني.اما حقيقت چيز ديگر است.

كتاب جالبي را اين روزها مطالعه مي‌كنم ، هرچند كمي قديمي شده اما توصيه مي كنم كه حتما تهيه كنيد و بخوانيد:  جامعه‌شناسي خودماني (چرا درمانده‌ايم) نوشته ي حسن نراقي (نشر اختران).  

اين كتاب برخلاف ديگر كتاب‌ها كه دائما ما ايرانيها را به‌به و چه‌چه معرفي مي‌كند ، حقايق را نوشته و به نكوهش  ويژگي و صفات بد ايرانيان پرداخته است. صفات زشتي كه همه از آن بهره برده‌ايم اما نمي‌پذيريم كه چنين هستين و همواره اين صفات را در وجود ديگران مي‌بينم. تا به كي بايد اينگونه باشيم ؟ چه زماني خود را اصلاح خواهيم كرد؟

هنوز هم اين گونه است ، شايد به مذاق خيلي‌ها خوش نيايد اما مردم در ظاهر گونه‌ي رفتار مي‌كنند .... و  در پشت صحنه حرف‌هايي مي‌زنند كه انسان از اين همه ريا و دورويي هنگ مي‌كند. در تمام دنيا واكنش مردم در قبال پديده‌هاي چون گراني، افزايش فقر، محدوديت‌هاي فرهنگي اجتماعي يكسان است اما در ايران خودتان بهتر مي‌دانيد كه مردم در قبال اين مسائل چه مي‌كنند. در ظاهر مدح دولت مي‌گويند و در باطن هر چه فحش در خزانه واژگاني دارند نثار دولتمردان مي‌كنند.

در بخشي از اين كتاب به نقل از كتاب خلقيات ما ايراني‌ها نوشته شده : با همه قيافه كه به خود مي‌گيرد هيچ كار دنيا را به جد نمي‌گيرد، مگر در سه مورد يكي شكم ، يكي كيسه و يكي تنبان. براي حل مشكلات دنيا تنها به سه طريق  معتقدند: سرهم بندي، ماست مالي و ساخت و پاخت.

يا در بخش ديگري از شاردن سياح فرانسوي نقل مي‌كند كه : ايرانيان بيش از هر چيز مي‌خواهند زندگي كنند و خوش باشند ، بسيار مخفي كارند و متقلب و بزرگترين متملقين  دنيا هستند و به شدت دروغگو....

 

نويسنده دروغ را منشأ فساد مي داند و منشأ رياكاري را دروغ، زماني كه پنهان كاري و دروغ صورت گيرد در نتيجه آن فرد مجبور به تظاهر و ريا مي شود.

متأسفانه در كشور ما اين امر وجود دارد چرا كه زمان آمارو سرشماري هم دولت و هم مردم هيچ كدام به طرف مقابل اعتماد ندارند ، هيچ يك به ديگري آمار درست و حسابي نمي‌دهد و هر يك به ديگري دروغ مي‌گويند،هر دو ميدانند طرف مقابل دروغ مي‌گويد و نتيجه آن دروغ و رياكاري وضعيتي مي‌شود كه هر دو طرف از آن شكايت مي‌كنند .

نراقي ريشه اين رياكاري را در گذشته و تاريخ ايران مي‌داند چرا كه زمان حمله دشمن به ايران ،ايرانيان كمي مقاومت مي‌كنند ،اگر جواب نداد مجبور به تسليم مي‌شوند و در پايان همراه و همرنگ با او، تا بتواند جلب اعتماد او را كسب كند و حتي به مقامات حكومتي مي‌رسد و اينها همه به قيمت شرف و عزت ايراني‌ست و بس.

 

گويا اخلاق ما ايرانيان از 2500 سال پيش به همين گونه بوده است كه داريوش دعا مي‌كند: خدا اين كشور را از دروغ، خشك سالي و دشمن در امان دارد.

نوشته شده توسط رضا پیرهادی در پنجشنبه نهم خرداد 1387 ساعت 16:23 | لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 با دوست خوبم سعيد  به طور مشترک طرح هایی را به دانشکده کارآفرینی ارائه کردیم .

خلاصه اینکه  طرحي آماده كرديم و ... باقي داستان را اينجا بخوانيد، دوست و همكارم ارجمندم سعيد خان جباري در وبلاگش اين موضوع را به خوبي توضيح داده  است.

اما يك نكته جالب؛  در حاليكه در دانشكده كارآفريني به دانشجويان فرصت طلبي و سودجويي در عين خطر پذيري و ريسك پذيري را آموش مي‌دهند و از آنان مي‌خواهند تا كارآفرينانه زندگي كنند، اما برخي از مديران مياني اين دانشكده موضوع را از آن طرف و كجكي فهميده‌اند!

دو طرح به دانشكده كارآفريني در ارتباط با حوزه رسانه و كارآفريني ارائه كرديم كه هر دو پس از مدتي به سرنوشت مشابه و غير اخلاقي مبتلا شدند.در مورد اولي سعي كرديم مثبت انديشي كنيم ، چون مشابه طرح ما ولي با قيمت خيلي كمتر از رقم پيشنهادي ما  به تصويب رسيد و  موجب مي شد همسر بيكار يكي از مديران دانشكده صاحب شغل شود . به اين مي گويند كارآفريني تقليدي!

 سعيد عزيز  مي‌دانم عصباني مي‌شوي اما اگر نگويم ، فكر مي كنند خودشان نخبه‌اند و ما پخمه، اما گفتم تا هم دلم خنك شود و هم ....

راستي در اين دانشكده  واحد درسي تحت عنوان قانون مالكيت معنوي و كپي رايت هم تدريس مي‌شود! همين‌طوري پرسيديم.

نوشته شده توسط رضا پیرهادی در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 17:3 | لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar