تبليغاتX
برای فردا

برای فردا

روزنوشت‌هاي يك خبرنگار

سوگواران تو امروز خموشند همه

سوگواران تو امروز خموشند همه
که دهان های وقاحت به خروشند همه

گر خموشانه به سوگ تو نشستند رواست
زان که وحشت زده ی حشر وحوشند همه

آه از این قوم ریایی که درین شهر دو روی
روزها شحنه و شب ، باده فروشند همه

باغ را این تب روحی به کجا برد که باز
قمریان از همه سو خانه به دوشند همه

ای هران قطره ز آفاق هران ابر ببار
بیشه و باغ به آواز تو گوشند همه

گر چه شد میکده ها بسته و یاران امروز
مهر بر لب زده وز نعره خموشند همه

به وفای تو که رندان بلاکش فردا
جز به یاد تو و نام تو ننوشند همه

 

شفيعي كدكني

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم تیر 1390ساعت 14:39  توسط رضا پیرهادی  | 

كوئست خداي من است

كوئست به من انگيزه، نظم و انضباط داده است، اگر صدبار هم دستگير شوم، باز هم كوئستي خواهم شد. كجاي كار ما غيرقانوني است.اين گفته يكي از دستگير شدگان كوئست است.

 كوئستي‌ها در بخش آموزش‌ها مي‌گويند كوئست خداي من است، كوئست عشق من است.

براي پولدار شدن بايد تمام پل‌هاي پشت سرت را خراب كني! مثلا از دانشگاه دست بكشي! از خانواده دست بكشي! از همه چيز دست بكشي! از خدمت سربازي فرار كني! تا بتواني موفق و پولدار شوي ...

 كوئستي ‌ها  مرتب به نيروهاي خود آموزش مي‌دهند كه مثبت فكر كنيد و اگر كسي موفق نشود، مي‌گويند من خود مقصر بودم و مدام به او مي‌‌گويند كه تو بالاخره يك روزي موفق‌خواهي شد.

واقعاً‌ كوئست پديده جالب است اما چرا به اين پديده لقب سرطان داده‌اند. كوئستي با زبان بازي آن‌چنان بهشتي را جلويت مي‌سازند كه نمي‌تواني بفهمي كه اين بهشت، سرابي بيش نيست و در واقع جهنم بي‌پولي، بي‌حوصلگي و ... است.

شركت هرمي كوئست غده سرطاني است كه هدفش به بيراه بردن توان و استعداد جوانان ايراني است، اين شركت دسيسه هرمي مي‌كوشد تا ذهن جوان ايراني را صرف روياي ساختن يك سراب كند، سرابي كه انتهايش بدبختي و بي‌پولي است.

قانون « ممنوعيت فعاليت شركت‌‌هاي هرمي »، 27 بهمن 1384 از سوي رئيس جمهور براي اجرا به وزارت دادگستري ابلاغ شد. در اين قانون مجازات اعدام هم پيش بيني شده است. اين قانون با الحاق يك بند و يك تبصره به ماده (1) قانون " مجازات اخلالگران در نظام اقتصادي كشور " تصويب شد.

طبق اين بند، فعاليت هرمي يكي از مصاديق اخلال در نظام اقتصادي كشور شمرده مي‌شود. براساس بند « ز » اين قانون: « قبول نمايندگي، عضوگيري بنگاه، مؤسسه، شركت يا گروه براي كسب درآمد ناشي از افزايش اعضا، به نحوي كه اعضاي جديد براي كسب منفعت، افراد ديگري را جذب كرده و توسعه زنجيره انساني تداوم يابد، جرم محسوب مي‌شود.»

 براساس قانون ممنوعيت فعاليت شركت‌هاي هرمي، فعالان اصلي اين طرح‌ها كه قصد ضربه زدن به نظام را داشته باشند، مفسد في‌الارض تلقي مي‌شوند و مجازات اعدام براي آن‌ها تعيين شده است و براي فعالان اصلي فاقد قصد مجازات، حبس از 5 تا 20 سال و 20 تا 74 ضربه شلاق در انظار عمومي و براي فعالان جزء، مجازات حبس از 6 ماه تا 3 سال و جزاي نقدي معادل دو برابر اموال نامشروع به دست آمده از اين راه قيد شده است.

در تمامي موارد ياد شده، دادگاه بايد تمام اموالي را كه از راه خلاف قانون به دست آمده است ضبط كند و به محروميت از هرگونه خدمات دولتي يا انفصال ابد از آنها به تمامي شركا و معاونان جرم، حكم دهد. نكته مهم اين است كه هيچ يك از مجازات‌هاي مقرر در قانون قابل تعليق نيست و هيچ يك از مجازات‌ها، امكان تخفيف يا تقليل ندارند.

شعار دروغين مجموعه شركت‌هاي هرمي مبني بر اين كه « همه برنده‌اند » دروغي بيش نيست. تنها يك دهم درصد از اعضاي شبكه‌هاي هرمي به ثروت‌هاي هنگفت دست مي‌يابند و بيش از 80 درصد، حتي نمي‌توانند اصل سرمايه خود را نيز بازپس گيرند.

اين شركت‌ها نام خود را هرمي نمي‌دانند و از جوان‌ها و اقوامي كه به آنها اعتماد دارند از شهرستان‌ها تماس مي‌گيرند و به آنها مي‌گويند كه برايتان شغل و كار جديد پيدا كرده‌ايم و يا افرادي كه شاغل هستند به آنها مي‌گويند كه يك مشتري خيلي خوب براي كالاي شما پيدا كرده‌ايم و براي اين كار به تهران بياييد تا اين قرارداد منعقد شود و اين افراد پس از آنكه به تهران مي‌آيند در دفاترشان شروع مي‌كنند به تبليغات بدون اينكه اسمي از هيچ شركتي بياورند و تكذيب مي‌كنند كه هرمي هستند و فقط ادعا مي‌كنند شما بايد سرمايه گذاري كنيد و براي بستن قرارداد بايد پيش پرداخت بدهيد. تا جايي كه تمام ارتباطات فرد را قطع مي‌‌كنند.

شكايت از شركت‌هاي هرمي به ويژه كوئست به قدري زياد است كه امكان هيچ شكايتي تا قبل از سال 1391هجري شمسي امكان پذير نيست.

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم بهمن 1389ساعت 8:16  توسط رضا پیرهادی  | 

بازگشت دوباره

براي آغازي دوباره و نوشتن مطالب جديد خود را آماده مي‌كنم. از دوستان انتظار كمك دارم.

تا فردا و براي فردا

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم تیر 1389ساعت 17:4  توسط رضا پیرهادی  | 

تجربه آموزی روباه؛ حكايتي از مثنوی مولوی

شیر و گرگ و روباهی با هم رفیق شدند و برای شکار به دشت و کوه رفتند . گرگ و روباه در رکاب شیر به بیشه کوه رفتند و سه حیوان را که عبارت بودند از گاو کوهی و بز کوهی و خرگوش شکار کردند.

گرگ بدون توجه به اینکه شیر سلطان حیوانات است و اختیار و انتخاب با اوست با روباه زمزمه کرد که لابد شیر مانند شاهان دادگستر سهمیه آنها را خواهد داد.

شیر از خیالات و طمع آنها آگاه شد ولی در ظاهر خندان بود و وانمود نمی کرد دل پری از آنها دارد. تا اینکه شیر به گرگ گفت این جانوران شکار شده را عادلانه به نیابت از طرف من تقسیم کن .

 گفت شیر. ای گرگ این را بخش کن           معدلت را نو کن ای گرگ کهن

نایب من باش در قسمت گری                    تا پدید اید که تو چه گوهری

 گرگ گفت. ای شیر چون تو بزرگ هستی گاو وحشی از آن تو باشد و بز کوهی چون میان قامت است مال من که میانه هستم و خرگوش نیز به مناسبت کوچکی مال روباه باشد که از همه کوچکتر است .

شیر ناراحت شد و گفت : تا من هستم تو (ما و تو) می کنی؟

سپس بر سر گرگ جهید و او را پاره پاره کرد.

روباه این منظره را دید و از این حادثه تجربه آموخت و عبرت گرفت . به طوری که وقتی شیر به روباه گفت اینک تو این شکار ها را تقسیم کن روباه از روی چاره اندیشی و سیاست گفت:

قربان این گاو فربه برای چاشت شما باشد و این بزکوهی برای ظهر و نهار شما باشد و آن خرگوش برای شام و شب شما باشد.

شیر از این پاسخ شادمان شد و گفت:

ای روبه تو عدل افروختی                    این چنین قسمت زکه اموختی

از کجا اموختی این . ای بزرگ                 گفت ای شاه جهان از حال گرگ

سپس همه آن سه شکار را به روباه بخشید و گفت:

روبها! چون جملگی ما را شدی                چونت آزاریم چون تو ما شدی

ما تو را و جمله آشکاران تو را                   پای بر گردون هفتم نه بر آ

چون گرفتی عبرت از گرگ دنی               پس تو روبه نیستی شیر منی

و روباه سپاسگزاری کرد.

استخوان وپشم آن گرگگان عیان                بنگرید و پند گیرید ای مهان

عاقل از سر بنهد این هستی و بار                چون شنید انجام فرعونان و عاد

پس سپاس او را که ما را در جهان                    کرد پیدا از پس پیشینیان

برگرفته از وبلاگ فرزانگان كوير
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 15:48  توسط رضا پیرهادی  | 

قصه تلخ مبارزه با «فقر، فساد و تبعيض»

لرد كرزن سفير انگلستان درباره رشوه در ادارات! ايران ، آن هم در سالهايي كه سيستم اداري به اين شكل نداشته‌ايم ، اين گونه نقل مي‌كند:  "كلمه مداخل كه ترجمه مناسبي در زبان انگليسي ندارد، در گوش برخي از ماموران ايراني اثر مطبوعي دارد كه فهم آن براي اروپاييان آسان نيست؛ يعني آن‌چه انسان به‌وسيله رشوه و با وسايل ناروا تحصيل كند. بسياري از ماموران ايراني بيشتر در پي مداخل هستند، نه دنبال اجر و مزد كه به‌عنوان مقرري دريافت مي‌دارند. بنابراين در ايران هر مقامي كه درآمد محدود دارد و فرصت تحصيل مداخل پيش نمي‌آورد، شغل و كار بي‌مقداري محسوب مي‌شود."


مطرح شدن مجدد موضوع انتقال گاز ايران به امارات و پرونده كرسنت ، بار ديگر  بحث فساد مالي را عيان‌تر ساخت. فساد اين روزها ، جزيي از زندگي روزمره ايرانيان شده است. همگي ، براي يك بار هم كه شده با اين موضوع در ادارات و سازمان هاي مختلف مواجه شديم. برخي نيز تجربه عيني در همكاري با عوامل اين پديده شوم را دارند.
فساد مالي كه در برگيرنده مواردي چون  اختلاس و ارتشاء (رشوه‌گرفتن و رشوه‌دادن)، دزدي، سوءاستفاده از رانت‌هاي شغل ، موقعيت و مقام و قدرت سازماني، گران‌فروشي رسمي و غيررسمي، ساختن كلاه‌شرعي!، ضعف و سوءمديريت منجر به فساد مالي و ... مي‌گردد، در حال رشد روز افزوني است.
اين روزها كسي نمي‌‌تواند منكر فساد مالي - اداري گسترده در ادارات باشد، در سالهاي اخير اين موضوع آن‌چنان عينيت يافته كه رهبر انقلاب در اوايل سال 1380 ضمن موضع‌‌گيري و انتقاد از شرايط ، برنامه مشخصي جهت مبارزه با "فقر، فساد و تبعيض"  كه به فرمان 8 ماده‌ي معروف شد، را اعلام كردند و خواستار توجه سران سه قوه به اين موضوع شدند.
فساد مالي در ايران پديده ساختاري است و به‌زمان خاصي محدود نمي‌شود، كارشناسان در اين زمينه همواره تاكيد كرده‌اند كه براي مبارزه با فساد مالي – اداري بايد ضمن مبارزه با معلول‌ها به ريشه‌ها و بنيادهاي آن پرداخت.

اما با وجود، تقبيح اين مساله به لحاظ ديني و دستور اكيد رهبر انقلاب در زمينه مبارزه با فساد ، در عمل شاهد شرايط متفاوتي هستيم. كم و كيف فساد مالي - اداري و نحوه برخورد دولت و مردم با اين پديده قابل توجه است. اقبال عمومي كه اين پديده در ميان مردم و حساسيت جامعه و طبقه مرفه و متوسط و همچنين جديت دولت در اين زمينه!،  حكايت از سرايت اين پديده شوم و كارگشا بودنش دارد.

افشاگري‌هاي پاليزدار هر چند در نطفه خفه شد اما حكايت از تومور عظيم‌الجثه‌اي دارد كه در حال متاستاز به برخي حيطه‌ها و شخصيت‌هاي انقلاب است. در تمامي سالهاي پس از انقلاب  با  علني‌ كردن فساد و معرفي افراد خاطي به دليل "تضعيف حكومت اسلامي" و "لطمه به انقلاب" مخالفت مي‌شد. اما اين دلايل مي‌رود تا باعث تضعيف چند برابر حكومت اسلامي شود و در اين بين كسي به فكر نيست. اگر اشخاص را مساوي با حكومت اسلامي و انقلاب بدانيم ، مي‌بايست در همان سال‌هاي ابتدايي انقلاب و ترور برخي شخصيتها و خيانت برخي از انقلابيون ، انقلاب و حكومت اسلامي از ميان مي‌رفت!

تاريخ ايران سراسر آكنده از خيانت و فساد مالي است. عمده شكست‌ها و پس‌رفت‌هاي تاريخ ايران با فساد مالي شكل گرفته و موجبات سير قهقهرايي مان را موجب شده است. مردم ايران در طول تاريخ جديد خود لطمات فراوان و جبران‌ناپذير و غم‌انگيري را از فساد مالي در خاطر دارند؛ قتل قائم‌مقام فراهاني، مرگ ناجوانمردانه اميركبير، كودتا عليه دولت دكتر مصدق و حتي خيلي از ناكامي‌هاي در سال‌هاي پس از انقلاب را مي‌توان تا حدودي با اين پديده مرتبط دانست. پرونده كرسنت يكي از آخرين نمونه‌هاي اين مساله است، عده‌اي مي‌خواهند با دريافت پول و كسب منافع بيشتر، منافع و ثروت مردم ايران را به يغما ببرند.


با گسترش فساد در بخش اجرايي و اشاعه و تعميق آن در بخش خصوصي، آثار اين فشار به شكل تورم، گراني، خلافكاري، تقلب، قانون‌شكني، فساد اخلاقي، تغيير الگوي مصرف اين خانواده‌هاي فاسد شده، اسراف و … بر جامعه تحميل مي‌گردد و از توان اقتصادي، انساني، اخلاقي، كارشناسي و مديريتي جامعه كاسته و وجدان ملي را به‌شدت متاثر و متالم ساخته مي‌سازد.
فردا خيلي دير است!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 13:17  توسط رضا پیرهادی  | 

ريگي در چشم مردم ايران

خبر شهادت سربازان ايراني به دست مزدوران ابليس؛ آن هم به نام دفاع از مردم ايران دردآور بود. اين داعيه داران «جنبش مقاومت مردمی ایران»، به نام مردم ايران چه بر سر ايرانيان مي آورند. دنياي خنده داري است  و از همه خنده دار تر وجود مردي به نام عبدالمالك ريگي است كه خود را سرباز خدا مي‌داند و مدافع مردم ايران!

 

مالك ريگي!

 

rigi

 

سيستان، مهد پهلوانان و دليران ايران زمين است و جزيي جدايي ناپذير از ايران .

نمي‌دانم  از چه جنبشي حرف مي‌زني و خود را سرباز كدام خدا مي‌داني! خداي من و خداي همه ايرانيان، مهربان و بخشنده و نافي هر گونه ترور است.

شهادت دو جوان ايراني نه تنها وجه‌ي به تو نخواهد بخشيد بلكه روي تو را سياه تر خواهد كرد. تو  ريگي در چشم مردم ايراني و به اندازه يك ريگ! براي ايرانيان زحمت آفرين خواهي بود، بترس از روزي كه دچار خشم مردم شوي. اگر اندكي عاقل بودي مي بايست از سرنوشت ديگر هم مسلكانت كه چون تو ددمنشانه مردم را تارو مار مي‌كردند اما در حضيض ذلت به زباله‌دان تاريخ پيوستند، درس عبرت مي‌گرفتي.

تنها هدف تو از سر بريدن جوانان ايراني ايجاد رعب و حشت و كسب درآمد از طريق فروش صحنه هاي اين جنايات به شبكه‌هاي تلويزيوني است، اين گونه هم تو منفعت مالي مي بري هم ميليونها انسان در اعتقادشان راسخ مي‌شوند كه اسلام اهل تسنن ، اسلام خشونت و ترور است و الا من و تو مي دانيم كه تشيع در اقليت است. چه عايدت مي‌شود وقتي به عنوان يك مسلمان تو را يك ماشين آدمشكي مي دانند و هم مذهبي‌هايت را  تروريست. چه بهره اي از اين اقدامات كور خود مي‌بري.

عبدالمالك اي بنده حقير ؛‌ دريغ از نام ايران و ايران كه بر تو نهند. تو لياقت انسان بودن نداري، تو همچون حيوان درنده خويي هستي كه بايست  هر چندي انسان‌هاي را سلاخي كني!

آنهايي كه به نام پاسدار اسير گرفته‌اي سرباز وظيفه اي هستند كه از سر اجبار در آن پاسگاه خدمت مي‌كرده اند. حتي اگر با پاسداران هم مشكل داري بدان كه آن پاسداران نيز ايراني‌اند و از هم وطنت هستند.

به راستي چرا اين جنبش مردمي تو در دل كوه‌ها و يا در گوشه اي پنهان از خاك پاكستان است. اين جنبش مردمي نمودش فقط در آدم كشي ، دزدي ، قاچاق مواد مخدر ، قاچاق انسان و فروش دختران ايراني است. آيا ناموس فروشي و به اعتياد كشاندن جوانان ايران بخشي از حقوق مردم ايران است.

فروش دختران ايراني در بازارهاي كراچي و كويته جزي  از مرام و اصول اخلاقي توست. دريغ و درد  از اين همه بزدلي و نامردي.

نمي‌دانم مجريان صداي آمريكا چه لذتي از مصاحبت با تو مي‌برند، اما بي شك آنان نيز مانند تو ايران پرست هستند! و مست از اين پيروزي اخير تو هستند، قهقهه سر مي‌دهند و براي سلامتي ‌ات باده سر مي‌كشند، اما در اينجا خانواده آن سربازان در بند، يا عزادارند يا مستاصل.

در گذشته تاريخي ايران هيچ مخالف آزاد منشي با مردم كشور خود چنين نكرده كه تو مي‌كني. اگر مخالف و دشمن حكومت هستي ، با مردم كشورت دشمني نكن.

ريگي حقير؛ بدان تاريخ مصرفت روزي تمام خواهد شد.

 در این زمینه بخوانید :

 

نامه یک خبرنگار به عبدالمالک ریگی

 

+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 16:55  توسط رضا پیرهادی  | 

خلقيات ما ايراني‌ها

اين چند روز كه پودر لباس‌شويي ناياب شده و انشاالله تا چند روز آينده بايد به دنبال ماكاروني و قيمت هاي كهكشاني اش باشيم. در تاكسي و اتوبوس باز هم ، حرف هايي مي‌شنوم كه حاكي از عدم رضايت مردم است.

تقريبا هيچ كس راضي نيست، همه مستاصل شده اند و مي‌نالند. اما در عجبم كه در چنين شرايط چراكسي اعتراضي نمي‌كنند( اصلا بحث سياسي نيست، اين حق مردم است كه شرايط متعادلي را تجربه كنند و حداقل از زندگي رضايت داشته باشند و اين مساله يكي از اصلي ترين وظايف دولت در قانون اساسي است)

به هرحال مطمئنم اين شرايط در هر كشور ديگري بود، شرايط ديگري رقم مي خورد . اما در ايران رفتارهاي مردم باعث شده تا رييس جمهور بگويد كه وضع اقتصادي مردم بهتر از قبل شده  و گفته‌‌هاي اين چنيني.اما حقيقت چيز ديگر است.

كتاب جالبي را اين روزها مطالعه مي‌كنم ، هرچند كمي قديمي شده اما توصيه مي كنم كه حتما تهيه كنيد و بخوانيد:  جامعه‌شناسي خودماني (چرا درمانده‌ايم) نوشته ي حسن نراقي (نشر اختران).  

اين كتاب برخلاف ديگر كتاب‌ها كه دائما ما ايرانيها را به‌به و چه‌چه معرفي مي‌كند ، حقايق را نوشته و به نكوهش  ويژگي و صفات بد ايرانيان پرداخته است. صفات زشتي كه همه از آن بهره برده‌ايم اما نمي‌پذيريم كه چنين هستين و همواره اين صفات را در وجود ديگران مي‌بينم. تا به كي بايد اينگونه باشيم ؟ چه زماني خود را اصلاح خواهيم كرد؟

هنوز هم اين گونه است ، شايد به مذاق خيلي‌ها خوش نيايد اما مردم در ظاهر گونه‌ي رفتار مي‌كنند .... و  در پشت صحنه حرف‌هايي مي‌زنند كه انسان از اين همه ريا و دورويي هنگ مي‌كند. در تمام دنيا واكنش مردم در قبال پديده‌هاي چون گراني، افزايش فقر، محدوديت‌هاي فرهنگي اجتماعي يكسان است اما در ايران خودتان بهتر مي‌دانيد كه مردم در قبال اين مسائل چه مي‌كنند. در ظاهر مدح دولت مي‌گويند و در باطن هر چه فحش در خزانه واژگاني دارند نثار دولتمردان مي‌كنند.

در بخشي از اين كتاب به نقل از كتاب خلقيات ما ايراني‌ها نوشته شده : با همه قيافه كه به خود مي‌گيرد هيچ كار دنيا را به جد نمي‌گيرد، مگر در سه مورد يكي شكم ، يكي كيسه و يكي تنبان. براي حل مشكلات دنيا تنها به سه طريق  معتقدند: سرهم بندي، ماست مالي و ساخت و پاخت.

يا در بخش ديگري از شاردن سياح فرانسوي نقل مي‌كند كه : ايرانيان بيش از هر چيز مي‌خواهند زندگي كنند و خوش باشند ، بسيار مخفي كارند و متقلب و بزرگترين متملقين  دنيا هستند و به شدت دروغگو....

 

نويسنده دروغ را منشأ فساد مي داند و منشأ رياكاري را دروغ، زماني كه پنهان كاري و دروغ صورت گيرد در نتيجه آن فرد مجبور به تظاهر و ريا مي شود.

متأسفانه در كشور ما اين امر وجود دارد چرا كه زمان آمارو سرشماري هم دولت و هم مردم هيچ كدام به طرف مقابل اعتماد ندارند ، هيچ يك به ديگري آمار درست و حسابي نمي‌دهد و هر يك به ديگري دروغ مي‌گويند،هر دو ميدانند طرف مقابل دروغ مي‌گويد و نتيجه آن دروغ و رياكاري وضعيتي مي‌شود كه هر دو طرف از آن شكايت مي‌كنند .

نراقي ريشه اين رياكاري را در گذشته و تاريخ ايران مي‌داند چرا كه زمان حمله دشمن به ايران ،ايرانيان كمي مقاومت مي‌كنند ،اگر جواب نداد مجبور به تسليم مي‌شوند و در پايان همراه و همرنگ با او، تا بتواند جلب اعتماد او را كسب كند و حتي به مقامات حكومتي مي‌رسد و اينها همه به قيمت شرف و عزت ايراني‌ست و بس.

 

گويا اخلاق ما ايرانيان از 2500 سال پيش به همين گونه بوده است كه داريوش دعا مي‌كند: خدا اين كشور را از دروغ، خشك سالي و دشمن در امان دارد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 16:23  توسط رضا پیرهادی  | 

كارآفريني تقليدي!

 با دوست خوبم سعيد  به طور مشترک طرح هایی را به دانشکده کارآفرینی ارائه کردیم .

خلاصه اینکه  طرحي آماده كرديم و ... باقي داستان را اينجا بخوانيد، دوست و همكارم ارجمندم سعيد خان جباري در وبلاگش اين موضوع را به خوبي توضيح داده  است.

اما يك نكته جالب؛  در حاليكه در دانشكده كارآفريني به دانشجويان فرصت طلبي و سودجويي در عين خطر پذيري و ريسك پذيري را آموش مي‌دهند و از آنان مي‌خواهند تا كارآفرينانه زندگي كنند، اما برخي از مديران مياني اين دانشكده موضوع را از آن طرف و كجكي فهميده‌اند!

دو طرح به دانشكده كارآفريني در ارتباط با حوزه رسانه و كارآفريني ارائه كرديم كه هر دو پس از مدتي به سرنوشت مشابه و غير اخلاقي مبتلا شدند.در مورد اولي سعي كرديم مثبت انديشي كنيم ، چون مشابه طرح ما ولي با قيمت خيلي كمتر از رقم پيشنهادي ما  به تصويب رسيد و  موجب مي شد همسر بيكار يكي از مديران دانشكده صاحب شغل شود . به اين مي گويند كارآفريني تقليدي!

 سعيد عزيز  مي‌دانم عصباني مي‌شوي اما اگر نگويم ، فكر مي كنند خودشان نخبه‌اند و ما پخمه، اما گفتم تا هم دلم خنك شود و هم ....

راستي در اين دانشكده  واحد درسي تحت عنوان قانون مالكيت معنوي و كپي رايت هم تدريس مي‌شود! همين‌طوري پرسيديم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 17:3  توسط رضا پیرهادی  | 

بي آر تي و رياست جمهوري

 

 

 brt 

 

دعوايBRT  همچنان ادامه دارد. در حاليكه مردم براي سوار شدن به اين اتوبوس‌ها سريع‌السير بايد ساعت‌ها وقت خود را تلف كنند و با مشكلات فراواني دست و پنجه نرم كنند، رييس شوراي شهر خواستار تغيير نام BRT شده است.البته آنچه در اين بين مهم نيست، مردم و حقوق‌شهروندي‌شان است!

عليرغم ورود اتوبوس‌هاي چپ در به پروژه  BRT اما همچنان اين پروژه  لنگ مي‌زند.

همانطور كه دور برگردان‌ها و حضور ميان مردم عاملي براي رياست جمهوري محمود احمدي نژاد شد،قرار بود BRT هم سكوي پرتاب قاليباف شود  و براي جلب آراي شهروندان  در انتخابات رياست جمهوري دست آويز باشد. اما تا اين لحظه كه باعث نفرت مردم شده است. بيچاره اعضاي مونث خانواده قاليباف و ساير دست‌اندركاران شهرداري تهران كه هر روز ميليون‌ها فحش و بدو بيراه حواله‌اشان مي‌شود.

هفته گذشته و در يكي از روزهاي يخي! وقتي براي تجربه دوباره فشار قبر به ايستگاه ميدان فردوسي رفتم . مهندس چمران رييس شوراي را ديدم كه در ميان اتوبس‌سواران يخ زده ايستاده بود. چمران در حاليكه با محافظش از سرما مي‌لرزيدند ، از مردم براي رفع مشكل اتوبوس‌هايBRT  راهكار مي‌خواست.

مردم ساده هم هر كدام پيشنهادي مي‌دادند. يكي مي‌گفت: اتوبوس‌هاي قبلي و روال قبلي بهتر بود. خلاصه همه كارشناس شده بودند!

خودم را به چمران رساندم و پرسيدم كه با چه هدفي در ميان مردم حاضر شده است يكي از حاضرين گفت: ايشان به دنبال راهكار هستند، خنده‌ام گرفت. اگر قرار باشد مردم راهكار بدهند پس شوراي شهر و شهرداري با آن همه دبدبه و كبكبه به چه كار مي آيند. همين را به آقاي چمران گفتم. و بعد از ايشان پرسيدم كه در دستگاه  عريض و طويل شهرداري آدم عاقلي پيدا نمي‌شود كه بفهمد وقتي زير ساخت لازم فراهم نيست نبايد دست به چنين اقدام اشتباهي بزند. بعد گفتم كه همانطور كه شهرداري سكويي براي رياست حمهوري احمدي نژاد شد لابد همين خواب را براي دكتر قاليباف هم ديده‌‌ايد. در جواب گفتن كه اصلا براي بحث سياسي به ميان مردم نيامد‌ه‌اند.( اگر به اين طرح دل بسته‌ايد بايد بگويم كه پرونده رياست جمهوري ايشان با اين طرح مختومه است.) مهندس چمران معتقد بودند كه مردم هنوز استفاده از اين اتوبوس‌ها را بلد نيستند! (انگار قرار است آپولو سوار شوند)

با اشاره به ازدحام جمعيت و لوليدن برادران و خواهران و در آغوش كشيدن يكديگر براي عبور از ايستگاه  به چمران متذكر شدم كه اين كار با طرح امنيت اجتماعي چه سنخيتي دارد.

 خلاصه اينكه رييس شوراي شهر با مشاهده سختي‌هاي كه مردم براي سوار شدن به شاهكار آقاي قاليباف متحمل مي‌شدند بسيار شرمنده شده بود.

 

نمي‌دانم هيچكدام از مبتكرين اين طرح به خانواده‌اشان اجازه خواهند داد سوار اين اتوبوس‌ها شوند يا خير؟

اي كاش با وجود افتضاح  BRT حداقل تاكسي پيدا مي‌شد، اما هر چه بگويم تكرار مكرارات است و دريغ از گوش شنوا.

مردم اما بدون اينكه به اين بينديشند كه با نفت بشكه‌ي 100 دلار حقشان اين نيست كه متوحشانه سوار اتوبوس شوند. تنها آرزوي‌شان سوار شدن به اتوبوس است.  البته بايد اميدوار باشيم  تا سال آينده اتوبوس هاي واقعي BRT از راه برسد. به قول معروف؛  بزك نمير بهار مي‌آيد ...

 

از همه دردآورتر اينكه 150 نماينده بيكار مجلس! از شهردار تهران بابت عمل به وظايفش تشكر كردند! دنياي خنده‌داري داريم، اين اقدام در دنيا منحصربفرد است و بايد در كتاب گينس ثبت شود. اين اقدام خود تبليغي منفي براي حكومت است. مگر شهرداردان قبلي و ديگر سازمان‌ها به وظايف‌شان عمل نمي‌كرده‌اند. دليل‌شان براي اين تشكر چه بوده است.

همين....

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 17:35  توسط رضا پیرهادی  | 

اخلاق را قرباني رقابت‌هاي سياسي نكنيم

بد اخلاقي‌هاي سياسي موضوع مهمي است كه مي‌بايست براي آن چاره‌ي انديشيد. اخلاق در رقابت‌هاي سياسي با توجه به موازين اكثر احزاب سياسي كشور كه خود را اسلامي و مقيد به اصول اخلاقي مي‌دانند، جدي گرفته نمي‌شود. اخلاق حلقه مفقوده فعاليت‌هاي سياسي است. نمونه بارز اين بداخلاقي سياسي جنجال بر سر صحبت‌هاي اعلمي است.

12

به مجلس كشاندن كابينه امام حسين! توسط اكبر اعلمي نماينده تبريز ،‌ اين روزها  خوان نعمتي را براي جارو جنجالهاي حزبي و انتخاباتي فراهم كرده است. هر چند اين روند تبليغاتي تا چند وقت ديگر مي‌تواند عواقب خطرناكي را براي اعلمي رقم بزند. هرچند علت زلزله‌هاي اخير تبريز را  سخنان اعلمي دانسته‌اند!

اعلمي از معدود نمايندگاني است كه نكته‌اي منفي در پرونده ندارد؛‌ اگر داشت تابه حال رسوايش كرده بودند. به همين دليل ، مي‌توان به او  به عنوان يك نماينده واقعي  احترام گذشت.

اعلمي فارغ از تمامي زد و بندها ،‌گاهي با زبان گزنده‌اش و با انتقاد از شرايط ، ‌دولت و حاكميت را به چالش مي‌كشد و اين وظيفه اصلي يك نماينده است. مجلس شوراي اسلامي نهادي مردمي است و نماينده مردم به منزله چشم بيناي ملت و به مثابه‌ي پاسدار حقوق اساسي مردم مي‌بايست در مقابل كج‌رو‌ي‌ها و بي‌عدالتي ‌بايستد.در مجموع  مجلس شوراي اسلامي ، به عنوان سمبل حضور مردم در عرصه حاكميت نقش موثري را بايد ايفا نمايد.

 

                                    *    *     *    *    *

 

بحث درباره نماينده واقعي مردم ،‌ يك مثنوي مي‌طلبد. اما نماينده واقعي كيست؟ و چه ويژگي‌هاي دارد؟

نماينده ي واقعي كسي است كه بدون زد و بندهاي سياسي و به مسائل كشور نگاهي فرا جناحي داشته  و آن‌چه برايش بايد مهم باشد ،‌ مصالح كشور و مردم در ابعاد سياسي ، اجتماعي و فرهنگي است  ، نماينده واقعي در اين صورت است كه مي‌تواند به اعتماد مردم پاسخ دهد.

نماينده مجلس بايد داراي شرايطي چون : استقلال فكري ، دانش و بينش لازم ، آزاد انديشي ، شجاعت ، صراحت لهجه  و عدالت طلبي  باشد.

اعلمي به عنوان يك نماينده و به اعتراف اكثر خبرنگاران پارلماني ، سالم است! و دغدغه مردم دارد. اما آن‌چه در جنجال اخير بدان توجه نشد استيضاح كابينه امام حسين(ع) بود نه شخص ايشان!

حضرت علي(ع)  فرموده‌اند : خوش ندارم كه در خاطر شما بگذرد كه من دوستدار ستودنم و خواهان ستايش شنودن. سپاس خدا را كه بر چنين صفت نزادم و اگر ستايش دوست بودم آن را وا مي نهادم... و بسا مردم كه ستايش را دوست دارند، از آن پس كه در كاري كوشش آرند. ليكن مرا به نيكي مستاييد تا از عهده حقوقي كه مانده است برآيم و واجبها كه برگردنم باقي است ادا نمايم. پس با من چنانكه با سركشان گويند سخن مگوييد و چنان كه با تيزخويان كنند از من كناره مجوييد و با ظاهرآرايي آميزش مداريد و شنيدن حق را بر من سنگين مپنداريد و نخواهم مرا بزرگ انگاريد».

باالهام از اين فرمايش اميرالمومنين جايي براي هجمه به اعلمي باقي نمي‌ماند، عصمت امامان(ع) در جاي خود محفوظ،  اما بسياري از نزديكان و منسوبين امامان(ع) خيانت‌ها و اشتباهاتي را مرتكب شده‌اند كه بر تاريخ اسلام و جهت آن تاثير گذاشته‌اند. آيا نبايد از اين افراد انتقاد كرد!

 

                                  *    *    *    *    *

 

 

در  جريان صحبت‌هاي اخير اعلمي بار ديگر نقش اخلاق و جدي انگاشتن آن در رقابت‌هاي سياسي مطرح شد. متاسفانه در تمامي اين جارو جنجال‌هاي سياسي آنچه قرباني مي‌گردد اخلاق وآموزه‌هاي اسلام است. عليرغم ادعاي اكثر سياسيون و مديران رسانه‌هاي كشور مبني  بر رعايت موازين اخلاقي و اسلامي متاسفانه شاهد چنين بداخلاقي‌هاي از جانب برخي از گروه‌ها و جريانات سياسي به منظور تخريب گروه‌هاي رقيب هستيم.

اخلاق در سياست و اخلاق اجتماعي از مسائلي است  كه مي‌بايست ترويج و تبيين گردند. متاسفانه جامعه امروز از اين مسائل عليرغم مذهبي بودن جريانات سياسي رنج مي‌برد. نقش رسانه‌ها و مراكز فرهنگي و آموزشي در اين بين بسيار مهم است. اخلاق بايد اولويت تمام فعاليت‌ها باشد والا در مقام ادعا همه اخلاق را امري لازم و پسنديده مي‌دانند.

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 16:12  توسط رضا پیرهادی  |