جنگ حزبالله و اسراييل ، اين روزها سر فصل اخبار است.دراين زمينه تحليلهاي فراواني وجود دارد كه هر كدام شرايطي را براي خاورميانه در نظر ميگيرند.
اما با ديدن فجايع اسراييل و توحشي كه صهيونيستها به بار آوردهاند، ميتوان پي به خيلي ا زمسايل برد ، البته اين همه شدت عمل فقط براي آزادي دو سرباز اسير شده اسراييل نيست، شايد زمينهها براي به دام انداختن ايران و سوريه باشد.
عدهاي معتقدند كه اين جنگ با خواست آمريكا ادامه خواهد يافت و تا زمان انتخابات رياست جمهوري آمريكا ادامه دارد و هدف اصلي را راي آوردن رايس ميدانند . با وجود اين همه ناامني در خاورميانه محافظه كاران ميخواهند به مردم آمريكا بفهمانند كه تا به حال بيهوده شعا مبارزه با تروريسم نميدادهاند.و بايد براي مبارزه با حاميان تروريست و محو كامل محور شرارت همچنان در ومسند رياست باشند تا مردم آمريكا از تروريسم و تروريستها در امان باشند!
گرچه با زور اسلحه و موشك نميتوان دموكراسي بر پا ساخت و با دولتهاي دست نشانده به رفاه و دنياي بدون ترور رسيد .اما واقعا هدف چيز ديگري است ، متاسفانه طي ساليان گذشته عملكرد بعضي به اصطلاح مسلمان به گونهاي بوده كه اسلام ، خشونت و ترور هم رديف اند . شما با شنيدن نام يكي از اين سه ضلع مثلث ناگهان ساير اضلاع هم به ذهنتان خطور ميكند.
اما بعضي از تحليل گران بر نقش ايران در به راه انداختن اين جنگ تاكيد دارند و هدف از اين مناقشه را به تعويق انداختن پاسخگويي به بسته پيشنهادي غرب ميدانند.آنان معتقدند زمان به نفع ايران است و ايران قصد دارد با اقدامي اين چنيني ضمن خريد وقت به اروپاييها بفهماند كه خيلي راحت ميتواند ارزيابيهاي آنان را به هم بريزد.خاورميانه اوضاع پيچيدهاي دارد و همين پيچيدگي به همه طرفهاي درگير و دخيل اجازه ميدهد تا از اين ويژگي نهايت استفاده راببرد. اين پيچيدگيها مانند شمشير دو لبه اي است كه هر آن ميتواند شرايط را به هم بريزد.پس بايد مواظب بود. جنگ فعلي به گونهاي پيش ميرود كه هر آن امكان دارد يكي از طرفهاي درگير شكست جبران ناپذيري را متحمل شود.
ديدن تصاوير خرابيها لبنان و توحش اسراييليها ميتواند زنگ خطري براي ساير كشور هاي منطقه باشد.فكراينكه يك بار ديگر هزينه كنيم و سختي بكشيم تا زير ساختهاي اقتصادي ، صنعتي ، ارتباطي و سياسيمان را از نو بسازيم واقعا ديوانه كننده است! اين مساله وقتي جالبتر خواهد شد كه همين حمهاجمان بخواهند براي دموكراسي بسازند و بعد پولمان را بگيرند تا از نو برايمان زير ساخت بسازند.
من فكر ميكنم قضيه فقط لبنان و فلسطين نيست .آمريكا بعد از جنگ عراق و مشكلات بعد از آن ميخواهد با جنگي غير مستقيم ضمن پيش بردن طرح خاورميانه بزرگ ،صدور دموكراسي به ايران و سوريه را اين بار به اسراييل محول كند. تا از تبعات بعدي اين جنگ افروزيها در امان باشند.كمي به خرابيهاي لبنان ، ددمنشيهاي اسراييل كه قرار است ما را متمدن كند و خود را دموكرات ميداند و مردم لبنان فكر كنيد.بياييد دعا كنيم كه براي هيچ وقت رنگ جنگ را نبينيم و براي دنيايي پر از صلح تلاش كنيم.
«تو فرزند يك فاحشهاي تروريستي» اين جمله اي است كه احتمالا ماترتزي به زيدان گفته است و او را عصباني كرده تا دست به يك اقدام غيرورزشي بزند.تا اينجاي كارهم اينها حاصل لبخواني است و زيدان هنوز هم هيچ صحبتي در اين زمينه نكرده استو ماتراتزي هم گفتن چنين كلماتي را تكذيب كرده است.
اما اين موضوع و ضربه سر آنگاه جالب ميشود كه برچسب دفاع از كيان اسلام را ميخورد .اينكه كجاي آموزههاي اسلامي چنين گفته شده من كه در اين زمينه كاملا نادانم !
اسلامي كه در آن همه را به كظم غيظ سفارش كرده و پيامبرش در راستاي تبليغ دينش اهانتها ميشنود و زباله را بر سرش ميريزند در هنگام پيروزي بر دشمنانش آنها را ميبخشد. و مالك اشتر علي(ع) با آن هيبت و قدرتش در مقابل توهين كنندگان خم به ابرو نميآورد .و هزاران مثال ديگر
آن گاه كسي را مدافع اسلام معرفي ميكنيم كه بار اولش نيست از اين حركات انجام ميدهد .او يك بار ديگر احتمالا براي دفاع از كيان اسلام يك ضربه اينچنيني به بازيكن مسلمان عربستان زد.انتظار داريم با داشتن چنين مدافعان خشن و بي ادبي ، ما را تروريست ندانند. با وجود افرادي چون بنلادن ، زرقاوي ،الظواهري ،ملاعمرو .... سايرين كه جنايت ميكنند تا از اسلام دفاع كنند! چگونه انتظار داريد ما را انسانهاي متمدني بدانند.
وقتي كه روزنامه كيهان اينچنين به تعريف و تمجيد از زيدان ميپردازد و او را به عرش ميبرد و نماينده مجلسمان از اين حركت تقدير ميكند جاي بحثي باقي است. به كجا ميرويم يعني اين آقايان را بايد كساني بدانيم كه خود را مسلمان پيرو علي(ع) ميدانند.اين خود ضد تبليغي عليه اسلام است كه ناخواسته صورت ميگيرد.
بياييد براي تبليغ اسلام مهربان و بدون خشونت تلاش كنيم.
با اينكه زيدان بداخلاق كار زشتي را انجام داد.اما توهين بازيكن ايتاليا هم جاي بحث دارد .اينكه خشونت فقط در كشتن و بمبگذاري نيست .زبان هم بمبي است كه ميتواند ميليونها و شايد ميلياردها نفر را ترور كند!
راستي تا يادم نرفته...
اروپاييها به سمت قهقهرا ميروند .آنان براي موفقيت و سرپا نگهداشتن خود دست به سوي ملل شرق . به اصطلاح خودشان بيتمدن دراز كردهاند و زيدان به عنوان يك شرقي و مسلمان تا كجا پيشرفت دارد.كه ميخواهند نام يكي از مطرحترين خيابانهاي پارس را به نام يك عرب مسلمان كه طبق تعريف آنها احتمالا ترورست هم مست نام گذاري شود. عجب دنياي وارونهاي دارم .
پس از غائله کاریکاتور روزنامه ایران متاسفانه عده ای وطن فروش که کینه فراوانی از نام ایران و ایرانی در دل داشته اند در تلاش برای رسیدن به اهداف خود از هیچ اقدامی فرو گذار نکرده اند.گرچه به ظاهر قضیه تمام شده است اما شواهد بیانگر وضعیت دیگری است.آن چه این روز ها در سایت پان ترکی مبنی بر اهانت و نادیده انگاشتن هویت ایرانی شاهد هستیم . حاصل سالها مهمل بافی و تبلیغات سوء رسانه ها و مراکز علمی شوروی و اذربایجان جعلی است. آنان در این راستا با نادیده انگاشتن تمامی واقعیت های تاریخی و علمی اصلا وجود کشوری به نام ایران را دروغ می دانند و بر این این دروغ بزرگ خود تاکید هم دارند . در جایی می خواندم که در کتب مدارس آذربایجان جعلی از ایران و ایرانی به بدی نام برده شده و حتی ایران را اشغال کننده بخش بزرگی از خاک آذربایجان می دانند و نسبت به مام میهن ادعای ارضی دارند . این آموزه ها در آینده می تواند برای کشورمان و حتی منطقه خطر ساز شود . کودکان امروزی با آگاهی از چنین ادعاهای پوچی فردا سکاندار هدایت کشوری خواهند شد که دنبال به دست آوردن خاک از دست رفته خواهند بود .آنچه بر ما واجب است به پا خواستن برای مبارزه با چنین دروغ های بزرگی است . بی تفاوت گذشتن از کنار مسائل اینچنینی فقط فردا را مبهم تر از دیروز می کند .
به پا خیزید و به فکر مام میهن باشید.این ها را گفتم تا شما را به خواندن این مقاله دعوت کنم.لینک زیر به بررسی (تحريف تاريخ در برخي كتب و رسانههاي جمهوري آذربايجان ) ميپردازد.
http://www.iichs.org/archived/maghalat/tahrifetarikh/tahrifetarikh.html

