تبليغاتX
برای فردا
مصاحبه مايك والاس خبرنگار باتجربه تلويزيون CBS ‌آمريكا با محمود احمدي نژاد كه از تلويزيون ايران پخش شد، نكات جالبي در مورد فن مصاحبه به همراه داشت.


1-هنگامي كه مصاحبه شونده از سوالهاي جدي شما طفره مي‌رود، بهتر است يك سوال نرم از او بپرسيد(به طور مثال چه قدر به ظاهر خود اهميت مي‌دهيد) و سپس دوباره به سوالهاي جدي برگرديد.


2-هنگامي كه مصاحبه شونده سوال شما را با سوال ديگري پاسخ مي‌دهد، بهتر است تا حد امكان به او پاسخ كوتاه بدهيد، اما به سرعت سوالات خود را پي بگيريد تا جريان مصاحبه از دستتان خارج نشود.


3-برخي از مصاحبه شونده‌ها تن به مصاحبه نمي‌دهند، يعني هر چه بپرسيد آنها حرف خودشان را مي‌زنند و به سوال شما به طور مشخص پاسخ نمي‌دهند. بهتر است سوال را دوبار تكرار كنيد و اگر باز هم جواب نگرفتيد سوال ديگري بپرسيد.


4-شما مجبور هستيد از ترفندهايي مثل اين(شما مايليد چه سوالي از شما بپرسم)استفاده كنيد تا مصاحبه شونده كمي با شما راه بيايد


5-اگر مصاحب شونده در كمال بي ادبي به شما گفت كه(شما بيكاريد من كار دارم) از كوره در نرويد و در كمال ادب و متانت ادامه مصاحبه را پي بگيريد.

متن كامل مصاحبه مايك والاس با احمدي نژاذ

 

(این مطلب را از سایت قوانلو قاجار برداشته ام. )

نوشته شده توسط رضا پیرهادی در یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385 ساعت 9:44 | لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
SATYAR

نگاه اول كافيست براي حمله به آن كه پوشش را ملاك قضاوت مي دانند.چندلحظه صبر كافيست تا به نتيجه اي ديگر برسيم.فارغ از عادت چشمانمانءرها ار تفكري كه در ذهنمان ساخته اندءهمه حق دارند عشق را تجربه كنندءحتي اگر زير چادر.حقيقت را گاهي بايد در پس كوچه هاي تهران جستجو كرد.آنگاه كه چشمها از تماشاي تضاد چادر و عشق خياباني حيران مي شوند.گناه حيرت چشمانمان پاي ديگران!

اين عكس را بدون اجازه ازسايت ساتيار امامي برداشتم! متن هم از ساتيار است.ساتيار يكي از اعجوبه‌هاي عكاسي ايران است.

 

نوشته شده توسط رضا پیرهادی در یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385 ساعت 16:4 | لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

روز خبرنگار مبارك .خيلي رسمي و در عين حال كوتاه و موجز. اين ويژگي خبر است!

 آنها كه در اين حرفه‌اند، از شنيدن اين پيام لبخندي خواهند زد و از خستگي ‌هميشگي‌شان را فراموش خواهند كرد.گرچه خبرنگاران آموخته‌اند كه در عين خسته بودن نبايد خسته شد.

خبرنگاران مثلا چشم مردم‌اند ،‌رابط  مردم و حكومت‌اند .قرار است مراقب دولت مردان باشند تا آنها را در مواقع حساس و شايد لغزش آگاه كنند.

ديگر ركن چهارم دموكراسي و اين حرف‌ها كه ديگر خيلي ضايع شده است! و از اين حرفها  خسته شده‌ايم .

اما آنچه مرا بر آن داشت تا در مورد روز خبرنگار بنويسم.رسالت خبرنگار است.اينكه ما در روز دادرسي! بابت حقايقي كه مي‌دانستيم و از آن مطلع بوديم به دليل مصلحت چشم پوشي كرديم . بعضي وقتها و بازهم از باب مصلحت مجبوريم دروغ بگوييم و به به و چهچه كنيم ! باید جوابگو باشیم.

اينكه مصلحت اولويت بر هر راستي و حقيقتي دارد و بايد خط قرمزها را رعايت كرد تا ......

 

مي‌دانيد شرايط طوري شده كه در همين نوشته هم مجبورم سانسور كنم و حقايق را نگويم .و از (.....) استفاده كنم.اين (.....) سنبل و عصای دست  روزنامه نگاران است.

چه كساني كه با رعايت همين مصلحت‌ها  مدارج ترقي را طي كرده‌اند و به نان و نوايي رسيده‌اند و هستند خبرنگاران جسوري كه حقيقت را بالاترين مصلحت مي‌دانند و در حضيض ذلت سير مي‌كنند!

 

نمي‌دانم اگر روزي پرونده اعمالمان بر ملا شود و بدانند كه بر اساس اين مصلحت چه كلاه‌ها كه بر سر مردم نگذاشته‌ايم .چه قضاوتي در موردمان خواهند كرد.!

تا بعد............

 

روز خبرنگار را به همه خبرنگاران تبريك مي‌گويم.

نوشته شده توسط رضا پیرهادی در دوشنبه شانزدهم مرداد 1385 ساعت 11:34 | لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

روز پدر ،‌ در راه است .خبري از شلوغي نيست ،‌مغازه‌ها اجناس بنجول و ارزان قيمت خود را به مناسبت روز پدر حراج كرده‌اند. دستفروشي در كنار خيابان رونق گرفته و از زير پيراهن و شورت گرفته تا تيغ‌هاي اصلاح را به مناسبت روز پدر به فروش مي‌رسانند.قيمت جهاني طلا هم در اين روز ها ثابت است!،‌برخي مغازه‌ها براي اينكه چك‌هاي برگشتي‌شان را پاس كنند ،‌با گراميداشت روز پدر اجناس را باقيمت واقعي‌شان! حراج مي‌كنند.

دراين حين خانمي كه براي خريد روز پدر به خيابان آمده ابتدا براي پدر خودش خريد مي‌كند بعد نگاهي به طلافروشي ها مي‌اندازد! و بعد يك جفت جوراب را بعد از چانه زدن 150 تومان مي‌خرد تا بعدا كادو كند و به همسرش بدهد.

 

روز پدر ،‌ روز مادر و بقيه روزها  ايچنيني حاصل تهاجم فرهنگي است !

مي‌دانيد اين روزها به دست آمريكايي‌ها ساخته شده و ما هم از آنها تقليد كرده‌ايم . روز پدر امروزي در ايران از سال 72 شروع شده است يعني قبل ازاين تاريخ  روز ملي پدر نداشتيم .

اما شايد برايتان جالب باشد كه بدانيد اقتصاد آمريكا بابت روز مادر 11 ميليارد دلار در آمد داشته است. بي بي سي در خبري كه به مناسبت روز مادر در سايت خود قرار داده بود با اعلام اين خبر نكات جالب ديگري را هم نوشته بود. با خواندن اين خبر متوچه مي‌شويم كه فقط ما ايرانيها نيستيم كه براي پدرمان جوراب مي‌خريم و براي مادرمان طلا . بلكه اين يك اپيدمي جهاني است!

/بنا به تخمين فدراسيون ملی خرده فروشی آمريکا، امسال مصرف کنندگان اين کشور بطور ميانگين ۱۰۴ دلار و ۶۳ سنت صرف خريد هديه برای مادران خود کرده اند.

روز مادر در آمريکا به سومين تعطيلی پرهزينه در آمريکا بعد از کريسمس و روز ولنتاين تبديل شود. اما پدران به اندازه مادران بخت بلندی برای دريافت هديه در روز پدر ندارند.

روز پدر پنجمين تطعيلی پرهزينه در آمريکا محسوب می شود. در سال ۲۰۰۴، مصرف کنندگان آمريکايی تنها هشت ميليارد دلار صرف پدر خود کردند. اين رقم برای روز مادر ده ميليارد و ۴۳۰ ميليون دلار بود.مساله فقط هديه نيست. تلفن مادران بيشتر از پدران آمريکايی زنگ می خورد. به گفته سخنگوی شرکت مخابراتی ورزيون، روز مادر شلوغ ترين يکشنبه در تقويم ساليانه اين شبکه تلفن است.

ورزيون پيش بينی کرده بود که در روز مادر امسال يک ميليارد و ۲۰۰ ميليون تماس تلفنی داشته باشد که ۲۰ درصد بيشتر از يکشنبه های عادی است. در عوض روز پدر تفاوتی با ساير يکشنبه های اين شرکت ندارد.

تا اينجا خبر بي بي سي بود. /

حالا با تمامي اين تفاسير روز پدر را  به پدرم  كه بهترين باباي دنياست تبريك مي‌گويم .ما مردها بيشتر از اينكه دلخوش زرق و برق دنيا باشيم! با كلامي خوشحال مي‌شويم.در اين روز عزيز قدردان زحمات و سختي‌هاي انساني هستيم كه مي‌سوزد تا انساني را بسازد !

پدر، خون در رگهايم از وجود توست.

مي‌دانيد هرچه فكر مي‌كنم جمله‌اي كه منظورم را برساند تا با آن از پدر و مادرم تشكر كنم نمي‌يابم .

براي تمام خوبي‌هايت تو را دوست دارم.

نوشته شده توسط رضا پیرهادی در یکشنبه پانزدهم مرداد 1385 ساعت 13:58 | لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 ازدواج  در ضرب‌المثل‌های جهان

١-هنگام ازدواج بيشتر با گوش هايت مشورت كن تا با چشم هايت.( ضرب المثل آلمانی)

 

٢ - مردی كه به خاطر " پول " زن می گيرد، به نوكری می رود. ( ضرب المثل فرانسوی )

 

۳- لياقت داماد ، به قدرت بازوی اوست . ( ضرب المثل چينی )

 

۴- زنی سعادتمند است كه مطيع " شوهر"  باشد. ( ضرب المثل يونانی )

 

٥- زن عاقل با داماد " بی پول " خوب می سازد. ( ضرب المثل انگليسی )

 

٦- زن مطيع فرمانروای قلب شوهر است. ( ضرب المثل انگليسی )

 

٧- زن و شوهر اگر يكديگر را بخواهند در كلبه ی خرابه هم زندگی می كنند. ( ضرب المثل آلمانی )

 

٨ - داماد زشت و با شخصيت به از داماد خوش صورت و بی لياقت . ( ضرب المثل لهستانی )

 

٩- دختر عاقل ، جوان فقير را به پيرمرد ثروتمند ترجيح می دهد. ( ضرب المثل ايتاليايی)

 

١٠ -داماد كه نشدی از يك شب شادمانی و عمری بداخلاقی محروم گشته ای .( ضرب المثل فرانسوی )

 

١١- دو نوع زن وجود دارد؛ با يكی ثروتمند می شوی و با ديگری فقير. ( ضرب المثل ايتاليايی )

 

١٢- در موقع خريد پارچه حاشيه آن را خوب نگاه كن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقيق كن . ( ضرب المثل آذربايجانی)

 

١٣- برا ی يافتن زن می ارزد كه يك كفش بيشتر پاره كنی . ( ضرب المثل چينی )

 

١٤- تاك را از خاك خوب و دختر را از مادر خوب و اصيل انتخاب كن . ( ضرب المثل چينی )

 

١٥- اگر خواستی اختيار شوهرت را در دست بگيری اختيار شكمش را در دست بگير. ( ضرب المثل اسپانيايی)

 

١٦- اگر زنی خواست كه تو به خاطر پول همسرش شوی با او ازدواج كن اما پولت را از او دور نگه دار . ( ضرب المثل تركی )

 

١٧- ازدواج مقدس ترين قراردادها محسوب می شود. (ماری آمپر)

 

١٨- ازدواج مثل يك هندوانه است كه گاهی خوب می شود و گاهی هم بسيار بد. ( ضرب المثل اسپانيايی )

 

١٩- ازدواج ، زودش اشتباهی بزرگ و ديرش اشتباه بزرگتری است . ( ضرب المثل فرانسوی )

 

٢٠- ازدواج كردن وازدواج نكردن هر دو موجب پشيمانی است . ( سقراط )

 

٢١- ازدواج مثل اجرای يك نقشه جنگی است كه اگر در آن فقط يك اشتباه صورت بگيرد جبرانش غير ممكن خواهد بود. ( بورنز )

 

٢٢- ازدواجی كه به خاطر پول صورت گيرد، برای پول هم از بين می رود. ( رولاند )

 

٢٣- ازدواج هميشه به عشق پايان داده است . ( ناپلئون )

 

٢٤- اگر كسی در انتخاب همسرش دقت نكند، دو نفر را بدبخت كرده است . ( محمد حجازی)

 

٢٥- انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نيست ، ولی می توانيم مادر شوهر و مادر زنمان را خودمان انتخاب كنيم . ( خانم پرل باك)

 

٢٦- با زنی ازدواج كنيد كه اگر " مرد " بود ، بهترين دوست شما می شد . ( بردون)

 

٢٧- با همسر خود مثل يك كتاب رفتار كنيد و فصل های خسته كننده او را اصلاً نخوانيد . ( سونی اسمارت)

 

٢٨- برای يك زندگی سعادتمندانه ، مرد بايد " كر " باشد و  زن " لال " . ( سروانتس )

 

٢٩- ازدواج بيشتر از رفتن به جنگ " شجاعت " می خواهد. ( كريستين )

 

٣٠- تا يك سال بعد از ازدواج ، مرد و زن زشتی های يكديگر را نمی بينند. ( اسمايلز )

 

٣١- پيش از ازدواج چشم هايتان را باز كنيد و بعد از ازدواج آنها را روی هم بگذاريد. ( فرانكلين )

 

٣٢- خانه بدون زن ، گورستان است . ( بالزاك )

 

٣٣- تنها علاج عشق ، ازدواج است . ( آرت بوخوالد)

 

٣٤- ازدواج پيوندی است كه از درختی به درخت ديگر بزنند ، اگر خوب گرفت هر دو " زنده " می شوند و اگر " بد " شد هر دو می ميرند. ( سعيد نفيسی )

 

٣۵- ازدواج عبارتست از سه هفته آشنايی، سه ماه عاشقی ، سه سال جنگ و سی سال تحمل! ( تن )

 

٣٦- شوهر " مغز" خانه است و زن " قلب " آن . ( سيريوس)

 

٣٧- عشق ، سپيده دم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق . ( بالزاك )

 

٣٨- قبل از ازدواج درباره تربيت اطفال شش نظريه داشتم ، اما حالا شش فرزند دارم و دارای هيچ نظريه ای نيستم . ( لرد لوچستر)

 

٣٩- مردانی كه می كوشند زن ها را درك كنند ، فقط موفق می شوند با آنها ازدواج كنند. ( بن بيكر)

 

٤٠- با ازدواج ، مرد روی گذشته اش خط می كشد و زن روی آينده اش . ( سينكالويس)

 

٤١- خوشحالی های واقعی بعد از ازدواج به دست می آيد . ( پاستور )

 

٤٢- ازدواج كنيد، به هر وسيله ای كه می توانيد. زيرا اگر زن خوبی گيرتان آمد بسيار خوشبخت خواهيد شد و اگر گرفتار يك همسر بد شويد فيلسوف بزرگی می شويد. ( سقراط)

 

٤٣- قبل از رفتن به جنگ يكی دو بار و پيش از رفتن به خواستگاری سه بار برای خودت دعا كن . ( يكی از دانشمندان لهستانی )

 

٤٤- مطيع مرد باشيد تا او شما را بپرستد. ( كارول بيكر)

 

٤٥- من تنها با مردی ازدواج می كنم كه عتيقه شناس باشد تا هر چه پيرتر شدم، برای او عزيزتر باشم . ( آگاتا كريستی)

 

٤٦- هر چه متأهلان بيشتر شوند ، جنايت ها كمتر خواهد شد. ( ولتر)

 

٤٧- هيچ چيز غرور مرد را به اندازه ی شادی همسرش بالا نمی برد، چون هميشه آن را مربوط به خودش می داند . ( جانسون )

 

٤٨- زن ترجيح می دهد با مردی ازدواج كند كه زندگی خوبی نداشته باشد ، اما نمی تواند مردی را كه شنونده خوبی نيست ، تحمل كند. ( كينهابارد)

 

٤٩- اصل و نسب مرد وقتی مشخص می شود كه آنها بر سر مسائل كوچك با هم مشكل پيدا می كنند. ( شاو)

 

٥٠- وقتی برای عروسی ات خيلی هزينه كنی ، مهمان هايت را يك شب خوشحال می كنی و خودت را عمری ناراحت ! ( روزنامه نگار ايرلندی ) 

 

٥١ – هيچ زنی در راه رضای خدا با مرد ازدواج نمی كند. ( ضرب المثل اسكاتلندی)

 

٥٢ – با قرض اگر داماد شدی با خنده خداحافظی كن . ( ضرب المثل آلمانی )

 

٥٣ – تا ازدواج نكرده ای نمی توانی درباره ی آن اظهار نظر كنی . ( شارل بودلر )

 

٥٤ – دوام ازدواج يك قسمت روی محبت است و نُه قسمتش روی گذشت از خطا . ( ضرب المثل اسكاتلندی )

 

٥٥ –  ازدواج پديده ای است برای تكامل مرد. ( مثل سانسكريت )

 

٥٦ – زناشويی غصه های خيالی و موهوم را به غصه نقد و موجود تبديل می كند . (ضرب المثل آلمانی)

 

٥٧ – ازدواج قرارداد دو نفره ای است كه در همه دنيا اعتبار دارد. ( مارك تواين)

 

٥٨ – ازدواج مجموعه ای ازمزه هاست هم تلخی و شوری دارد. هم تندی و ترشی و شيرينی و بی مزگی . (ولتر)

 

 


 

زن در ضرب‌المثل‌های جهان


انگليسی:
زن فقط يک چيز را پنهان نگاه می‌دارد آنهم چيزی است که نمی‌داند.


هلندی:
وقتی زن خوب در خانه باشد، خوشی از در و ديوار می ريزد.


استونی:
از خاندان ثروتمند اسب بخر و از خانواده فقير زن بگير.

فرانسوی:
آنچه را زن بخواهد، خدا خواسته است.

انتخاب زن و تربوز مشکل است.

بدون زن، مرد موجودی خشن و نخراشيده بود.


آلمانی:
کاری را که شيطان از عهده بر نيايد زن انجام می‌دهد.

وقتی زنی می‌ميرد يک فقته از دنيا کم می‌شود.

کسی که زن ثروتمند بگيرد آزادی خود را فروخته است.

آنکه را خدا زن داد، صبر همه داده.

گريه زن، دزدانه خنديدن است.


يونانی:
شرهاي سه‌گانه عبارتند از: آتش، طوفان، زن.

برای مردم مهم نيست که زن بگيرد يا نگيرد، زيرا در هر دو صورت پشيمان خواهد شد.


گرجی‌ها:
اسلحه زن اشک اوست.


ايتاليايی:
اگر زن گناه کرد، شوهرش معصوم نيست.

زناشويی را ستايش کن اما زن نگير.

 

 

نوشته شده توسط رضا پیرهادی در شنبه چهاردهم مرداد 1385 ساعت 15:20 | لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

خبر جعل مدرك حضور در جبهه ابوالحسن فقيه ، با همان سرعتي كه منتشر شد ، با همان سرعت هم به فراموشي سپرده شد. فقيه مثلا مصداق جوانگرايي بود و بارقه اميد را در ذهن جوانان ايراني ايجاد كرد .اما به صدرات رسيدن وي به دليل همين جعلها بوده است!

فقيه بايد پاسخ دهد و بگويد كه چرا چنين شايعه‌اي در مورد وي مطرح شده است . اصلا چرا حاضر به شفاف سازي نمي‌شود.او چرا به قول خود عمل نمي‌كند و مدراكي كه ثابت مي‌كند كاملا مبراست را به زاكاني نشان نميدهد.زاكاني چندي پيش گفت فقيه به او قول داده كه مداركي را در اثبات حقانيت ‌اش به او ارائه خواهد داد اما به قول زاكاني (نماينده مردم تهران ):هنوز بناست براي من مدرك بياورد.

البته بايد خدمت آقاي دكتر زاكاني عرض كنم كه ما هم منتظر مدرك هستيم .

 

تا سيه روي شود هر كه در او غش باشد.

نوشته شده توسط رضا پیرهادی در دوشنبه نهم مرداد 1385 ساعت 16:2 | لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

اكبر محمدي درگذشت.خبر خيلي كوتاه است اما تاثر انگيز ، تا به حال خبر مرگ افراد زيادي را شنيده بودم .ولي اين خبر بدجوري حالم را گرفت.

akbar

اكبر يكي از دوستان دوران تحصيلم در دانشگاه بود . آن‌چه از اكبر در ذهنم نقش بسته دانشجويي ساده و در عين حال احساساتي بود كه اين سادگي و بي‌آلايشي برجسته ترين ويژگي او به شمار مي‌رفت.

اكبر با سهميه رزمنده در دانشگاه قبول شده بود . او با اينكه در آن سالها هم جوان بود اما در نوجواني به جبهه رفته بود .او همان‌طور كه براي ميهنش جنگيده بود . نسبت به آينده اين كشور هم حساس بود .

گرچه او توسط منوچهر به اين جريانات كشيده شد . منوچهر برادر بزرگتر اكبر هم سابقه بسيج داشت .اما نمي‌دانم چگونه متحول شده بود و حرف‌هايي مي‌زد كه اندازه دهانش نبود.

منوچهر تحت تاثير افرادي به يك مبارز سياسي! تبديل شده بود .حرف‌هايي مي‌زد كه خودش هم نمي‌‌دانست معنايش چيست ! يادم مي‌ايد در اولين دوره انتخابات شوراي شهر روزي به دوستانش گفته بود كه مصاحبه او با خبرنگار راديو بي بي سي ر ا گوش كنند.خبر به گوش من هم رسيد.مصاحبه او را شنيدم .خبرنگار از او در مورد نظارت استصوابي از او سوال كرد كه يعني چه؟

منوچهر هم كه اصلا معناي كلمه استصواب را نمي‌دانست مدام با لهجه شمالي مي‌گفت نظارت استصوابي ديگه ! خبرنگار مي‌خواست توضيح بيشتري بشنود اما منوچهر فقط مي‌گفت يعني استصوابي!

همانجا فهميدم او نيز ملعبه است . او آمده تا دانشجو و جنبش دانشجويي را نابود كند . هنوز هم فراموش نكرده‌ايم كه او بود كه با اقدامات سفيهانه‌اش آبروي دانشجويان و اعتراضات به حق آنها در 18 تير را به بيراه برد.تحولات عقيدتي اكبر توسط منوچهر صورت گرفت.

 اكبر هر چه بود مقاوم بود او تنها زنداني سياسي بود كه پاي هيچ توبه ‌نامه و يا .... را به گردن نگرفت.اي‌كاش منوچهر كمي از غيرت اكبر را داشت. اي كاش ساير به اصطلاح مبارزين هم همت و غيرت اكبر را داشتند!

اكبر نبايد مي‌مرد.او شاید هنوز هم نداند برای چه وارد این قضایا شد. اکبر از امروز چماق کسانی می شود که ذره ای از غیرت اکبر را هم نداشتند .او قرباني لجاجت شد، چندي پيش او را ديدم حرف‌هاي زيادي از شكنجه‌هايش و ظلمي كه بر او شده بود برايم گفت . وقتي از شكنجه ها مي‌گفت لبهايش مي‌لرزيد، او چيزهايي گفت كه من از نوشتن و بيان آن وحشت دارم . زيرا حسابم با كرام الكاتبين است! حرف‌هاي اكبر ناتمام ماند زيرا يكي از دوستان حاضر در جمع به شوخي گفت : اكبر ، مواظب باش ،‌رضا خبرنگار فارس است.

اكبر ديگر كلمه‌اي از شكنجه و خاطرات زندانش نگفت !؟ و ترجيح داد سكوت كند.

اما آنچه مرا متاثر كرد شرايطي است كه موجب شد اكبر از يك رزمنده بسيجي و معتقد  به يك معاند و محكوم به اعدام تبديل شود.و در نهايت هم در زندان و در اثر اعتصاب غذا جان دهد.

نمي‌دانم علت چه بود كه او را تا اينجا در زندان نگهداشتند.

 

نوشته شده توسط رضا پیرهادی در دوشنبه نهم مرداد 1385 ساعت 12:6 | لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
این خبر را بخوانید.

akbar

محمدي از تاريخ ‌٣ مرداد اعلام كرده است كه دست به اعتصاب غذا مي‌زنم اما او در اين مدت آب و چاي مي‌خورده است و از همان روز تحت مراقبت بهداري و پزشك بوده است تا ساعت ‌١٩ روز گذشته كه به درخواست خود و با تشخيص پزشك زندان ترخيص مي‌شود.

محمدی بعد از انتقال به بند طبق گفته‌ي هم‌بندي‌هايش به حمام رفته و دوش گرفته است كه در اين لحظه وضعيت جسمي او با مشكل مواجه شده و به همين دليل توسط زندانيان به نگهباني منتقل مي‌شود كه در مسير انتقال به بهداري فوت مي‌كند.

 خبر اینجاست.

نوشته شده توسط رضا پیرهادی در دوشنبه نهم مرداد 1385 ساعت 11:16 | لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
اکبر اعلمی از آن دست نماینده هاست که سفارش کار نمی کند .او مجیز گوی هیچ کس نیست و تا آنجا که من می دانم مصلحت را کمتر سرلوحه قرار می دهد او می تواند الگوی سایر نمایندگان مجلس باشد که فقط گوش به فرمان رهنمودها هستند!!

آنان فراموش کرده اند که نماینده مردم هستند و قرار است حق مردم را حتی از  دهان شیر بیرون بکشند.

به این اعتراض او خوب دقت کنید و آن را بخوانید:

اکبر اعلمی نماینده مردم تبریز در تذکری خطاب به رییس جمهور، از ارسال نامه های پی در پی و بی پاسخ ایشان، انتقاد کرده است.

رياست محترم مجلس شوراي اسلامي                                                                              خواهشمند است برابر ماده 192ائين نامه داخلي مجلس شوراي اسلامي تذكر زير را ابلاغ و خلاصه انرا در مجلس قرائت فرمائيد.  
مخاطب :جناب اقاي دكتر احمدي نژاد.

خلاصه تذكر :"لزوم تمهيد مقدمات ديپلماتيك و حصول اطمينان از دريافت پاسخ و مثبت بودن اثار نامه نگاري به سران كشورها قبل از اقدام ,بمنظور جلوگيري از تحقير و ملكوك شدن حيثيت و اقتدار كشور بزرگايران و ملت پر افتخار ان"                                                                                        

شرح تذكر: "برقراري هر گونه روابط و مناسبات ديپلماتيك و در وجه مطلوب ان دوستانه و حسنه در گرو عمل متقابل مي باشد . به بيان ديگر عمل متقابل شرط واجب براي ثبات قواعد بازي در عرصه ديپلماتيك به شمار مي رود .به اين اعتبار يك رفتار دوستانه نظير ارسال نامه به بعضي از كشورها زماني از اعتبار و قوام لازم برخوردار خواهد شد كه با عمل متقابل مواجه گردد .بديهي است در صورت امتناع طرف مقابل از پاسخگويي ,چنين واكنشي يك عامت قاطع از تحقير و اهانت به ايران از سوي كشور مقابل محسوب خواهد شد .

از انجا كه رييس جمهور كشور بزرگي نظير ايران بايد نماد غرور و افتخار و اراده ملت ايران باشد لذا اذعان ميفرمائيد كه ارسال نامه هاي بدون پاسخ به رئيس جمهور امريكا ,صدر اعظم المان، رئيس جمهور فرانسه و ساير كشورها جز ملكوك كردن حيثيت و اقتدار كشور بزرگ ايران و تحقير ملت افتخار افرين ان حاصل ديگري ندارد .لذا شايسته است قبل از اتخاذ هرگونه تصميمي جهت ارسال نامه به سران كشورها ,اولا صرفا به منافع ملت ايران انديشيده و ثانيا پيامدهاي ان از جمله اطمينان از حصول نتيجه و دريافت پاسخ ,مورد ارزيابي و مداقه واقع شود.متاسفانه ارسال سه نامه اخير جنابعالي به رييس جمهور امريكا، صدر اعظم المان و رئيس جمهور فرانسه كه با واكنش ناپسند و اهانت اميز انان همراه بود، جز تحقير ملت پر افتخار و كشور با عظمت ايران حاصل ديگري به همراه نداشته است.    

نوشته شده توسط رضا پیرهادی در شنبه هفتم مرداد 1385 ساعت 13:36 | لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

اين روزها اخبار ناگوار لبنان را مي‌بينيم و مي‌شنويم،جاي تاسف است كه در چنين دنياي كثيفي زندگي مي‌كنيم. حق كيست و چه كسي ظالم است و كه مظلوم است؟

كودكي مصدوم بر روي برانكاد است ،‌ناله مي‌كند ،‌ خونين است  مادرش هراسان پي او مي‌دود اما من و تو در پي آنيم كه او كدام طرفي است! چه انسانها مهربان و متمدني هستيم ،‌حتي اشك و احساس مان را گزينش مي‌كنيم.آنچه برايمان مهم نيست  آينده كودكاني است كه شايد فردايي سياه و تباه داشته باشند. اصلا به انسانيت نمي‌انديشيم. چه گناهي كرده‌ايم كه بايد تقسيم بندي شويم و آن گاه هركدام در جبهه مقابل بر عليه انسانيت به جنگيم!!

تصاوير و عكس ‌هاي دريافتي از لبنان  جز ددمنشي و حيوان صفتي هيچ تعبير ديگري ندارد، هر دو طرف بر حقانيت خود و دفاع از ميهن تاكيد دارند يكي شهيد مي‌شود ، يكي به هلاكت مي‌ ‌رسد، آن يكي به درك واصل مي‌شود و اين يكي به لقاالله مي‌پيوندد .خط قرمز و معيار اين لغات چه هستند! چه چيزي اين جايگاه را به ما و ديگران داده تا يكي را شهيد و ديگري را به مرگ محكوم كنيم. آنچه مهم نيست جان انسان‌هايي است كه ابزار شده‌اند؛ فرقي نمي‌كند لبناني باشد يا اسراييلي،معيار اين ادبيات چيست؟

آن‌چه مهم است باد غروري است كه هريك از طرفين پس از كشتن انسانها در گلو به راه مي‌اندازند و از كشتن انسانها احساس سرمستي مي‌كنند.گاهي ما نيز با ديدن اين تصاوير ناراحتيم و گاه خوشحال .

به نظر شما مرگ انسان فارغ از مذهب ،‌رنگ و قبيله خوشحالي دارد! دنيا ابزار دست افرادي شده كه شايد تا پايان عمر حتي صداي افتادن  كاسه فلزي را روي زمين نشنيده باشند! اما چنان با حرارت از جنگ و كشتن انسانها مي‌گويند كه گويي  جان انسانها  پشيزي ارزش ندارد.

جنگ سياه ‌ترين و كثيف‌ترين واژه است.برای نجات انسان هم که شده بیایید دست از جنگ برداریم.

 

نوشته شده توسط رضا پیرهادی در شنبه هفتم مرداد 1385 ساعت 13:29 | لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
این که ما ایرانیها بعضی وقت ها بی دلیل از چیزی خوشمان می آید و مدام درباره  اش حرف میزنیم .برای من یک اصل است.این برنامه کوله پشتی  که شب ها وقت مردم را می گیرد هم از این اصل پیروی می کند.

هرچه که می گذرد این حسنی بد عادت می شود و فکر می کند که معلم ثالث است ! آقا دیگر عصر ابن سیناها و خوارزمی ها گذشته .همین الان در یک رشته تخصصی هزاران متخصص وجود دارند که فقط در حد تخصص خودشان بحث می کنند با اینکه رشته مورد نظر را خوانده اند.

فرزاد حسنی گذشته از اینکه خیلی حراف است و مدام حرف می زند وسط بحث فلان متخصص می پرد و شروع به اظهار نظر در مورد تخصص فرد مورد نظر می کند!یعنی تو بیشتر از این متخصص می دانی!

حسنی قصه ما آن قدر دچار خود شیفتگی است که محور برنامه شده و با پلاتوهای خنک و بی محتوی خود بیننده را کلافه می کند.من خیلی تلویزیون نگاه نمی کنم اما دیشب قسمت شد تا چهره بزک شده و ابروهای صیقل داده شده آقای حسنی را از تیلیویزیون! ببینم و متوجه شوم که دستکاری ابرو در سیمای جمهوری اسلامی تبلیغ می شود! کاری که در جامعه امری ناپسند تلقی می شود و برای مردان عیب است که کار زنانه کنند! گرچه خیلی از جوانان به دلیل هم این کار در گزینش ها و .... رد می شوند.

اینکه مدام به عوامل پشت صحنه گیر می دهد هم زیاد خوشمزه نیست! البته گاهی هم به مهمان برنامه  توهین می کند.

آمار عجیب و غریب ۴۰۰ هزار اس ام اس و تیلفن هایی که به برنامه می شود همبخش دیگری از ایرادهای اوست .البته من امیدوارم که دروغ های ایشان راست باشد.

اینکه وی دوست دارد بعضی کلمات را با لهجه بیان کند هم جای تامل دارد هدف از این طرز بیان چیست .مثلا می خواهد چه چیزی را ثابت کند این طرز بیان کلمات متعلق به  افراد چاله میدانی است ! و در شان یک مجری فرهیخته و باسواد نیست.

تنوع و خلاقیت پاشنه آشیل مجری های داخلی است.البته گهگاه بعضی این دو موضوع را با لودگی و لوس بودن اشتباه می گیرند.

امیدوارم روزی بیاید که حرمت مخاطب را محترم بشماریم .امیدوارم مسوولین سازمان صدا و سیما به فکر ارتقا سلیقه و فهم جوانان ایرانی باشند و تریبون مهم سیما را در اختیار هر کسی قرار ندهند.

نوشته شده توسط رضا پیرهادی در سه شنبه سوم مرداد 1385 ساعت 11:55 | لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar