تبليغاتX
برای فردا

انوشه انصاري ، الان در فضا قدم ‌مي‌زند ،‌احتمالا از آن بالا دارد زمين را  كوچكتر از آن كه تا به حال ديده مي‌بيند.انصاري فارغ از اينكه ايراني باشد و يا اينكه با پرچم آمريكا به فضا رفته باشد ،‌متولد ايران است و نان ايراني بر خود دارد ،‌اينها براي مباهات ما كافي است.ansari

اينكه اولين ايراني فضانورد يك زن ايراني است! زناني كه در ايران فقط بلدند غر بزنند و ژست روشنفكر به خود بگيرند.انصاري يك كارآفرين است و اولين ويژگي، كارآفرين خلاقيت و ريسك پذيري است.

فرقي نمي‌كند ايراني ،‌ايراني است،‌نمي‌دانم چرا ما ايرانيها وقتي پايمان را از كشور بيرون مي‌گذاريم بهترين مي‌شويم.اما تا در ايران هستيم موجود اضافه‌اي بيش نيست!

اينها براي اين بود كه بگويم ، چگونه يك زن ايراني بدون حجاب و چادر آن‌هم متولد شهر مذهبي مشهد!مي‌تواند براي سالها و روزها نام ايران را برتارك و صدر اخبار جهان قرار دهد و كوچك و بزرگ اين كشور از او به بزرگي ياد  كنند ، اما هستند زنان محجبه و دينداري كه جز گستاخي و اهانت چيزي بلد نيستند و آبروي ايران وايراني را مي‌برند.

 

نمي‌دانم عدالت خداوندي در اين مساله ؛ بهشت را براي كدام‌يك از‌ آنها مهيا مي‌كند!

 

از طرف ديگر ،‌اين روزها فاطمه رجبي ،‌همسر آقاي الهام ،‌عليرغم تذكرات پدر (كه در اسلام تاكيد بر حرف‌شنوي از بزرگتر را داريم) چنان بي‌ترمز در حال حركت است،‌كه حرمت كسي را محترم نمي‌شمرد و كسي جلودار او نيست.حتي پدر!

 

نمي‌دانم چرا ناخودآگاه ياد نرگس افتادم زن چادري كه خيلي مثبت است!و باز يادم مي‌افتد كه انوشه انصاري با وجود بد ‌حجاب بودنش! افتخار ايران و ايراني است!

 

قضاوت با شما

نوشته شده توسط رضا پیرهادی در سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385 ساعت 9:53 | لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

بالاخره نرگس تمام شد.نرگس نماد يك زن محجبه و مسلمان بود كه خيلي خيلي مثبت بود!اينكه خوب بودن زنها در چادر داشتن است ،‌قصه‌اي است كه سالها از رسانه ملي تبليغ مي‌شود.

نمي‌دانم هدف رسانه ملي از ساختن اين سريالها چيست؟نمادسازي و دادن الگوي مناسب يا حمله به اصول انقلاب؟از تبليغ دوستي خياباني و روابط نامحرم تا معصوميت نرگس و شوهرش ،‌همگي غلو هستند ،‌درست مثل فيلم‌هاي هندي.اگرچه فيلم‌هاي هندي اينقدر كشدار و آبكي نيستند.

شعار اصلي انقلاب دفاع از محرومان و ضعفا بوده و هست.اما اخيرا در سريالها و فيلم‌هاي ايراني شاهديم كه ثروت و مكنت بر فقر و بي‌پولي چيره مي‌شود.اين در حالي است كه در فيلم‌هاي دوران گذشته و حتي فيلم‌هاي هندي با آن ابتذال‌شان اين فقر بود كه بر ثروت پيروز مي‌شد!!(بالاخره اين هم يك جور دفاع از اصول است!)

قبول اينكه يك پدر حاضر شود به خاطر لجاجت زندگي و آينده فرزندش را خراب كند ،‌در هيچ كجاي فرهنگ ما وجود ندارد گرچه بعد از ديدن نرگس، جايگاه خواهد داشت!

قرار نيست به خاطر كشاندن مردم پاي تلويزيون از هر حربه‌اي استفاده كنيم.(آيا هدف وسيله را توجيه مي‌كند!)

 

گذشته از نرگس با تمام پارادكس‌هايش،‌كمي به سريالهايي كه اخيرا در حال پخش است دقت كنيد .اولين شب ارامش (كشتن شوهر ،‌فرزندكشي و يادگيري آخرين روش‌هاي مردم‌آزاري و دور زدن قانون و...)راه شب،‌ و ......

 

اينها با تعاريف هر روزه مسولان از وضعيت مردم مسلمان و به‌به و چه‌چه شان  تطابق ندارد.اين اتفاقات يعني در ايران اسلامي ! اتفاق مي‌افتد. باورش سخت است

اگر يك كلمه از فيلم‌نامه نرگس يا اولين شب آرامش در روزنامه‌اي چاپ شود.حسابش با كرام‌الكاتبين است!

 

چند نكته

 

مي‌گويند نوشته‌هاي و محصولات فرهنگي هر عصر نشان از تفكر و سطح فرهنگي جامعه آن عصر دارد!

 

و

رسانه‌ها در شكل دهي افكار عمومي نقش بسزايي دارند و شايد رسانه‌ها به خصوص تلويزيون را بتوان معمار افكار عمومي دانست.با كمي تامل مي‌توان فهميد كه با اين سريالها چه بلايي بر سر اذهان عمومي ميايد!

 

تا بعد...

نوشته شده توسط رضا پیرهادی در یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385 ساعت 12:29 | لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
روزنامه شرق بالاخره توقیف شد و می رود تا به تاریخ بپیوندد.پس ازآن که نتوانستند از محتوای این روزنامه گاف بگیرند بالاخره باز هم کاریکاتور سبب خیر شد و این بار هم کاریکاتور سبب توقیف یک روزنامه دیگر شد.

پس از روزنامه های ایران حیات نو و.....  شرق هم در کوزه افتاد.

این کاریکاتور را ببینید و علت تعطیلی را حدس بزنید.   

12

نوشته شده توسط رضا پیرهادی در دوشنبه بیستم شهریور 1385 ساعت 14:4 | لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

امروز با یک دوست!  که چندی با هم کار مشترکی را دنبال می کردیم بحثم شد. دلم سخت گرفت.زیرا او خیلی راحت زحماتم را نادیده گرفت و آن را ناچیز خواند.البته قبلا تذکرات برای همکاری با او به من داده بودند اما من توجه نکردم.خلاصه اینکه دعوای امروز ناگهان مرا یاد این داستان از سعدی انداخت.من باید زبان او را یاد می گرفتم.(که یاد نگرفتم)

نقل است که سعدی در حال سفر بود.مردی را دید که سعی می کرد الاغش را به حرکت دربیاورد .اما حیوان از جایش تکان نمی خورد.مرد نیز بدترین دشنام ها را نثار الاغ می کرد. سعدی گفت:احمق نباش. این الاغ که هیچ وقت زبان تو را نمی فهمد.بهتر است آرام باشی و خودت زبان او را یاد بگیری.

سعدی به همراهش گفت:پیش از این که با یک خر شروع به بحث کنی اول فکر کن با چه صحنه ای مواجه می شوی.

نوشته شده توسط رضا پیرهادی در سه شنبه چهاردهم شهریور 1385 ساعت 23:4 | لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

اينكه علي پروين معروف به سلطان طي سالهاي اخير از وضعيت فوتباليستها و بي‌غيرتي ‌شان مي‌ناليد ، نكته‌اي در خور توجه بود كه بعضي‌ها با ريشخند به آن مي‌نگريستند!غيرت مال قديم‌ها بود الان تكنيك و تاكتيك حرف اول را مي‌زند پول تعيين كننده است! ديگر گذشت آن زمانها كه حاضر بودي براي تيم مورد علاقه‌ات مجاني بازي كني!

حالا كه خوب نگاه مي‌كنم و شرايط را مي‌بينم ،‌متوجه حرف‌هاي سلطان مي‌شوم ،‌او درست مي‌گفت جوانان مثلا غيور ايراني! حالا تمام غيرت‌شان در پولي است كه مي‌گيرند همين و بس!

همه اينها را گفتم تا از غيرت جواناني بگويم كه قرار است الگوي ما باشند عملكردشان نماد باشد! در خبرها مي‌خواندم كه جام باشگاه‌هاي خليج !!! برگزارشد و بازيكنان ايراني در اين دوره از مسابقات گلزني كردند.

همين ! غيرت را خوردند دو تا ليوان آب هم روش! واقعا قباحت دارد .اين براي سربازان وطن ننگ است ،‌آنانكه ادعا مي‌كنند حاضرند براي تيم ملي جان دهند ، خود تيشه به ريشه تيم ملي مي زنند!گويا فراموش كرده‌اند كه با نام ايران به اين مرتبه رسيده‌اند.

در بعضي از صحنه‌ها شاهد بوده‌ام كه فلان بازيكن ايراني  نام خليج عربي و يا تبليغ تحت عنوان خليج را برسينه زده است!چگونه است كه وقتي يكي از بازيكنان شاغل در اروپا هنگام مصاف با تيم‌هاي اسراييلي بايد مصدوم شود و يا بازي نكند. (كه اگر بازي كند دمار از روزگارش در مي‌آورند،‌اما نام ايران را حراج مي‌كنند اما آب  از آب تكان نمي‌خورد)

‌اي كاش همانطور كه براي ورزشكاراني كه از مسابقه با اسراييلي‌ها صرف‌نظر مي‌كنند ،‌به تشويق فوتباليست‌هايمان هم كه از حضور در تيم‌هاي عربي و جام هاي مجعول آنان طفره مي‌روند هم مي‌پرداختيم (گرچه عملكرد بعضي سازمانها در بي‌غيرتي‌مان بي‌تاثير نبوده است). نمي‌دانم ما  را چه شده است كه همه چيزمان شده فلسطين و لبنان و براي اين دو كشور همه جوره هزينه مي‌كنيم .اما آب و خاك‌مان را فراموش كرده‌ايم.خليج فارس و نام زيبايش يكي از چالش‌هاي مهم ما با كشورهاي عربي است.بايد دقيق‌تر با اين مساله برخورد كنيم.اما دلالان و بعضي ها پول را بر هر وطندوستي و ميهن پرستي ارجح مي‌دانند.

فوتبال امارات و كشورهاي عربي براي جوانان مثل سم است اين را اكثر پيشكسوتان و مربيان داخلي مي‌گويند.اما كو گوش شنوا.تاراج سرمايه‌ها و استعدادهاي ايراني توسط اعراب كم بود حال به رسميت شناختن نام جعول خليج عربي توسط ملي پوشان هم گام بعدي است.محروميت از تيم ملي براي كساني كه در امارات و يا ساير كشورهاي عربي بازي مي‌كنند اولين قدم براي اين بازيكنان بايد باشد.

)(متأسفانه‌ کشورهاى‌ عربى‌ دست‌ بردار نيستند و يک‌ بار ديگر جام‌ خليج‌ (!) را به‌ راه‌ انداخته‌اند تا دست‌کم‌ از دريچه‌ ورزش‌ به‌ آرزوى‌ ديرينه‌ خود که‌ همان‌ تغيير نام‌ خليج‌ هميشه‌ فارس‌ است‌ دست‌ يابند. نکته‌ رنج‌آور هم‌ اين‌ است‌ که‌ امسال‌ برخلاف‌ گذشته‌ چند بازيکن‌ ايرانى‌ با پيراهن‌ باشگاه‌هاى‌ اماراتى‌ در اين‌ جام‌ شرکت‌ مى‌کنند و بدون‌ اينکه‌ خودشان‌ بخواهند به‌ آنچه‌ اعراب‌ انجام‌ مى‌دهند رسميت‌ مى‌بخشند.

نوشته شده توسط رضا پیرهادی در شنبه یازدهم شهریور 1385 ساعت 10:32 | لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

داشتم خبر«يك ميليون امضا براي تغيير قوانين تبعيض آميز» را مي‌خواندم .اين خبر فعلا كه زيادجدي گرفته نشده است و جامعه مردسالار همچنان با ديد خاله بازي! به آن نگاه مي‌كند.

اما شواهد نشان مي‌دهد كه بزودي زود زنان ضمن به هم زدن تركيب جامعه و تغيير به اصطلاح قوانين تبعيض‌آميز (كه به نوعي ريشه در احكام ديني دارند) با مردان نيز يك تصفيه حساب جالب خواهند داشت.

 

اين را من نمي‌گويم، اما آمار حضور دختران در كنكور و قبولي آنها نشان از يك واقعيت تلخ دارد.گرچه برخي افراد علت حضور دختران در دانشگاه را بالا رفتن سن ازدواج مي‌دانند! اما همين علت هم خود زنگ خطر ديگري است كه بايد در مورد آن چاره انديشي كرد.با توجه به اينكه جمعيت دختران نسبت به پسران بيشتر است و دختران در دانشگاه حضور بيشتري دارند ،‌تصور كنيد طي چند سال آينده ،‌ مديران ،‌نخبگان ،‌نظريه‌پردازان و حتي قانونگذاران نيز زن باشند!

آنگاه فرصت براي تصفيه حساب و زدودن قوانين تبعيض‌آميز مهياست.تجربه كشورهاي توسعه يافته در اين زمينه هم‌اكنون پيش‌روي ماست؛ فروپاشي خانواده ،‌گسترش كودكان بي‌سرپرست و نامشروع و مواردي ديگر كه هر روزه در اخبار مي‌بينيم و مي‌شنويم.

در اين مورد مشاهده افراد و دوستاني كه مادرشان شاغل است ،‌ نشان مي‌دهد كه اين افراد اعتماد به نفس و مشكلا تروحي و رواني فراواني دارند.كه اين مشكلات به دليل دوري از مادر اتفاق افتاده است.تصور اين مساله هم در آينده بسيار جانكاه است.داشتن فرزندان بي‌روح ،‌ يخي و عصيانگر !به هر حال براي اين چالش كه به زودي گريبانگير مان خواهد شد بايد فكري كرد.(منتظر جملات قصار!! بانوان محترم هستم)

نوشته شده توسط رضا پیرهادی در دوشنبه ششم شهریور 1385 ساعت 9:29 | لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

ahmadinejad
 

این روزها دولت آرام آرام وارد یك سالگی خود می شود. آقای محمود احمدی نژاد در آخرین فیلم تبلیغاتی خود و نیز در گفت وگوی ویژه خبری شبكه دوم، ضمن انتقاد از دولت های گذشته، دو دولت هاشمی و خاتمی ،به ذكر نكاتی پرداخت و وعده هایی داد كه در آن راستا قرار بود بسیاری از امور تصحیح شود.
رئیس جمهور گفت:
۱ ما ایده ای را كه دنبال می كنیم، شهرهای تخصصی است. این شدنی است. الان مشكل مسكن و اشتغال داریم... در حوزه اجرا شهرهای تخصصی شدنی است.
۲ معتقد به تمركز زدایی از تهران هستیم.
۳ الان می پرسند چرا رفتی در كاخ ها نشستی. می گویند آبروی نظام است. از كجای اسلام این را استخراج كرده اید از كجای خواست مردم این را استخراج كردید
۴ دولت در عرصه فرهنگ باید حامی و هدایت گر باشد... دولت باید از معیشت هنرمندان حمایت كند و آنها بتوانند آزادانه حرفشان را بزنند. این شدنی است... در این عرصه سرمایه گذاری كردن هیچ ضرری ندارد.
۵ آموزش عالی باید جهتش را عوض كند و موجودی علمی كشور را باور كند.
۶ دانشگاهی كه از فعالیت سیاسی خالی باشد، از ماموریت خود دور افتاده است... دانشگاه باید سئوال كند كه آقای مدیر چرا در فضای عمومی كشور بی اعتمادی است... این می شود كار سیاسی پایه ای.
۷ تفكیك جنسیتی ظلم به زنان است... شایسته سالاری در دولت خواهد بود.
۸ ۵ میلیون حاشیه نشین در كشور داریم... تمركز در تهران باعث حاشیه نشینی شده است... باید جریان معكوس شود تا حاشیه نشینی حل شود.
۹ باید وام صفر درصد به روستائیان بدهیم... دولت آینده باید جرایم دیركرد را ببخشد... بیش از یك میلیون شغل در كشاورزی خوابیده است.
۱۰ بیش از ۴۰ درصد تردد در تهران از ماشین های دولتی است... روزانه ۴ میلیون لیتر بنزین در تهران مصرف می شود... دولت باید از خودش شروع كند... سازمان چای باید در شمال باشد. تاسیسات نفتی در جنوب. مس در كرمان باشد. اما اینجا است.
۱۱ ما هیات دولت داریم اما اینها جزایر متفرقه اند... وزیر باید خود را در قالب دولت ببیند... باید یك همگرایی بین اعضای دولت باشد.
۱۲ در كارخانجاتی كه دست دولت است، ما مشكل بهره وری داریم.
۱۳ سیاست خارجی تامین امنیت ملی و منافع ملی است. این ماموریت سفرای ما است... سیاست خارجی ما الان منفعل است. یك فشار كوچولو، آگراندیسمان بزرگنمایی می شود و به مردم منتقل می شود.
۱۴ در شرایطی كه یكی از كشورهای آمریكای جنوبی علیه كشور ما پرونده سازی می كرد و همزمان وزارت خارجه از ایران دفاع می كرد، یك وزارتخانه اقتصادی رفت و با آن كشور قرارداد یك میلیون دلاری بست. باید گفت نمی خرم. به چه دلیل هم علیه ما قطعنامه صادر می كنند و هم با ما قرارداد می بندند.
۱۵ در سه ماه اول تشكیل دولت فضای عمومی كشور عوض خواهد شد. فضای كار و تلاش برای اعتماد از دست رفته بازیابی خواهد شد.
۱۶ در یك سال پس از تشكیل دولت حتی سیاست های اقتصادی خود را نشان خواهد داد.
۱۷ كاهش هزینه مسكن وظیفه دولت است. ما برنامه ای برای آن داریم.
۱۸ در بحث دانشجویان اتفاق مهمی خواهد افتاد... هزینه تحصیل به شدت كاهش پیدا می كند.
۱۹ از محل صرفه جویی شركت های دولتی، آموزش و پرورش تامین خواهد شد... حتما این كار واگذاری آموزش و پرورش به شهرداری طبق برنامه سوم توسعه را می كنم. در همه كشور.
۲۰ انتقاد یك موهبت الهی است. یك مدیری كه نشنود مدیر نیست. منتقدین صد تا حرف می زنند. حتی اگر یكی از آنها مفید باشد، می ارزد كه تمام آن صد حرف را گوش كنی. در كشور ما این گونه است كه از صد حرف ۴۰ یا ۶۰ حرف آن به دردبخور است. این در دنیا خیلی زیاد است. این بزرگترین سرمایه یك كشور است. اگر كسی فكر كند كه عقل كل است این نشان می دهد كه هیچی نیست... دولت باید بشنود. بشنود، فرهنگ نقد ایجاد می شود... ما باید بپذیریم كه یك خانواده ایم... اگر این احساس را در خود زنده نگه داریم آن وقت اگر یك ایرانی دیگر، چیزی بگوید، دیگر ناراحت نمی شویم.
۲۱ مردم نوسان تغییر قیمت نفت را در زندگی خود باید ببینند. نفت می شود ۸ دلار زندگی همان است كه بود. می شود ۵۰ دلار باز همان است. این شدنی است.
۲۲ واقعا مشكل مملكت ما، مشكل موی بچه های ما است بچه ها می خواهند هر جور موی خود را بگذارند. به من و تو چه ربطی دارد. مردم سلایق گوناگون دارند... شٲن دولت این است شٲن مردم این است آیا مشكل مردم این است كه فلان دختر، فلان لباس را بپوشد
۲۳ دولتی كه در ارائه خدمات خط كشی كند، دولت مردمی نیست.

منبع:اکبر منتجبی- روزنامه شرق

نوشته شده توسط رضا پیرهادی در شنبه چهارم شهریور 1385 ساعت 11:47 | لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

31 ماه آگوست يا همان نهم شهريور در راه است.آخرين مهلت براي پاسخ‌گويي به قطعنامه شوراي امنيت در رابطه با مسائل هسته‌اي در اين روز به پايان مي‌رسد.

 

نمي‌دانم طي اين همه رفت و آمد ،‌برگزاري جلسات و انجام مذاكرات مختلف ،‌ چه اتفاقي افتاد . آقاي لاريجاني ديروز در ديدار با نمايندگان كشورهاي 5+1  گفت : آماده مذاكره جدي هستيم!

واقعا برايم سوال شده  است تا به حال چه مي‌كرده‌اند ! يعني تا به حال يه قل دوقل ! بازي مي‌كردند،‌يا اينكه براي ماه عسل دور دنيا مي‌گشته‌اند.

من فكر مي‌كنم ، كه آقايان شوراي امنيت و كشورهاي قدرتمند را با مردم ايران اشتباه گرفته‌اند و گرنه چنين شوخي نمي‌كردند!

به هرحال 9 شهريور هم در راه است ،‌ خدا به خير كند ،‌ فعلا كه بايد از مذاكرات هسته‌ايي به به و چه چه گفت تا ببينيم عاقبت اين تعريف‌ها و اين مذاكرات بدون عيب ! چه مي‌شود (واقعا خودم هم متعجب مي‌شوم از اين همه علامت تعجبي كه در اين نوشته به كار مي‌برم!!)

فعلا پيروزي در لبنان بدجور مغرورمان كرده ،‌انگار ترتيب امپرياليسم و اعوان و انصارش را داده‌ايم.

خدا عاقبت‌مان را به خير كند.من كه خيلي نگرانم.

 

 

 

                                                      * * * *

  

امروز برق تهران براي چند ساعتي قطع شد و براي اولين بار مزه زندگي بدون برق را تهران چشيديم!بيچاره شهرهايي كه مدام برقشان قطع مي‌شود چه مي‌كشند.

براي يك تهراني تصور اينكه برق نباشد اصلا محال است . دو ساعت قطعي برق امروز ،‌كلي ترافيك و شلوغي دربرداشت.از همه جالبتر تعطيلي مترو بود كه شايد مضحك‌ترين تعطيلي دنيا باشد .چرا ؟‌چون برق پشتيبان  براي مترو نداريم!جالب اينجاست كه با اين همه پيشرفت و پول‌هاي بي حساب و ادعاي صادرات برق، لوازم و تجهيزات نيروگاهي‌مان كاملا فرسوده است و درآينده يك بحران خواهيم داشت.(البته اگر كمي از پول كمك به مردم مظلوم لبنان ،‌فلسطين ،‌مالي و.... را براي اين كارها نگهداريم مشكلات كمتر مي‌شود،‌بالاخره بايد به عنوان تنها حامي كشورهاي بدبخت دنيا مردم دنبالمان باشند يا نه؟)

 

                                                 

                                                  *****

 

 هر كه در اين خانه شبي داد كرد                           فرداي خانه خويش آباد كرد

 

 

نوشته شده توسط رضا پیرهادی در چهارشنبه یکم شهریور 1385 ساعت 12:0 | لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar