هفت سال از 18 تير گذشت. باورم نميشود، هفت سال است كه از آن روزهاي تاريخي ميگذرد و همه چيز در حال عادي شدن است، اصلا انگار نه انگار كه آن فجايع اتفاق افتاد و حرمت دانشجو و دانشگاه را شكستند.هرچند اين روزها كه به دانشگاه سر ميزنم از بيخيال اكثر دانشجويان تاسف ميخورم. اكثر دانشجويان به دنبال مسائل دنيوي هستند!! و ديگر خبري از انتقادات و آرمانهاي ديروز دانشگاه نيست. مصباح يزدي حق دارد كه از خطرات دانشجويان پسر و دختر و فسادشان بگويد و البته دانشجويان هم حق دارند در شرايطي كه نميتوانند كار ديگري انجام دهند و شرايط هم براي ازدواج مناسب نيست كار خودشان را انجام دهند.
آن روزها عشقمان خاتمي بود و اصلاحاتش،كارمان شده بود شركت در جلسات سخنراني اصلاحطلبان و نقد گذشته و اغتشاشات بعد از اين جلسات.اصلا مزه اين جلسات به سرو صداهاي پس از آن بود.به نظر من سالهاي اول رياست جمهوري خاتمي فضاي جديدي در دانشگاهها بود كه ديگر تجربه نخواهد شد.
18 تير و فجايعش كه تمام شد، احساسات و آرمانهاي پاك دانشجويان با اهداف كثيف و آلوده منوچهر محمدي پيوند خورد. او از ابتدا آمده بود تا دانشجو را انساني احمق و ساده لوح معرفي كند. چون خودش همين گونه بود. او انسان بي مغزي بود كه فقط اداي انسانهاي روشنفكر را در ميآورد. اينها را كه ميگويم به واسطه دوستي بود كه با اكبر محمدي داشتم. منوچهر بعد از اخراج از دانشگاه تهران در دانشگاه توانبخشي پرسه مي زد! و ما هم براي تفريح و خنده سركارش ميگذاشتيم. او تنها و چند جمله را از راديوهاي بيگانه ياد گرفته بود و آنها را تكرار ميكرد. از جمله اينكه با لهجه آملي در جواب هر سوالي مي گفت: 60 درصد صنايع كشور در دست بنياد مستضعفان است و اين بنياد زير نظر رهبر است.پس نتيجه ميگيريم كه رهبر دزد است!! ما بايد اصلاحات كنيم و دست دزدها راقطع كنيم.
يا اينكه وقتي براي اولين بار دستگير شد يكي از دانشجويان بيانيهاي را به اجبار اكبر محمدي نوشت و در آن بيانيه گفت كه منوچهر محمدي ليدر دانشجويان است.بعد از آزادي وقتي از هر دوي آنها پرسيديم كه ليدر يعني چي؟ هم اكبر و هم منوچهر نتوانستند جوابي بدهند و معناي ليدر را نميدانستند.حال چگونه ميخواهد كشور را متحوال كند و چگونه آمريكاييها پشت سر چنين انساني موضع گرفتند، عقلم به جايي قد نميدهد.
صبح شنبه وقتي خبر 18 تير كه به گوش رسيد خودم را دانشگاه تهران رساندم .جو عجيبي بود يكي از اعضاي تحكيم وحدت براي حاضرين سخنراني ميكرد.همه عصباني بودند،هر كس ريش داشت و يا شلوارش روي پيراهنش بود و به قولي ظاهرش به آن طرفيها ! ميخورد، از طرف دانشجو مورد مهرورزي قرار ميگرفت!
همان روزها منوچهر محمدي را ديدم كه سوار بر يك خاور شده بود و در قسمت بار خاور براي مشتاقانش سخنراني ميكرد. دلم براي خودم و آناني كه براي ايران قلبشان ميتپد سوخت. لابد فردا روزي قرار است ايشان براي مردم ايران تصميم هم بگيرد!
آنروزها كارمان اين بود كه سري هم به ميدان انقلاب بزنيم ، فكر كنم 21 تير بود در خيابان 16 آذر نيروهاي لباس شخصي به مردم هجوم آوردند و من به همراه تعداد زيادي از دانشجويان مجبور شديم به يك كوچه فرار كنيم كه اتفاقا بن بست بود. ديگر كارمان تمام بود، اما مثل فيلمهايي كه صدا و سيما از دوران انقلاب پخش ميكند، ناگهان اهالي كوچه در خانههايشان را باز كردند و ما داخل خانهها پناه گرفتيم.در اين بین برخي ها هم با شربت و شيريني از ما پذيرايي ميكردند.
بعد از اعتراضاتي كه مردم در قبال سهميه بندي بنزين از خود بروز دادند و مخابرات هم سيستم پيام كوتاه را در همان روز از كار انداخت، كلافه شده بودم. اين روزها زندگي بدون موبايل كمي سخت شده است.
در اين رابطه خبر جالبي را در اين سایت ديدم كه نقش موبایل در زندگی خانم های جوان را بررسي كرده بود و سپس خبر ديگري كه از علاقه مردان به استفاده از موبایل در کار ميگفت.
باز هم همان حكايت هميشگي است، زنان علاقمندند ارتباط و خاله زنك بازيهايشان را حتي با تكنولوژي حفظ نمايند.
بر اساس اين خبر مردها بیشتر از موبایلشان برای وظایف کاری استفاده می کنند در حالی که خانم ها ترجیح می هند از موبایلشان در روابط دوستانه و خانوادگی و در تماس بودن با دیگران استفاده کنند. تقریباً 28% مردها موبایل را به عنوان یک ابزار کاری در نظر دارند در حالی که فقط 7/7% از خانم ها این عقیده را دارند. از طرف دیگر بیش از 50% خانم ها موبایل را وسیله ارتباطی با خانواده می دانند و فقط 35% آقایان همین ایده را دارند. در این میان 24% از آقایان و 6/23% از خانم ها برای برنامه ریزی کارهای روزانه اجتماعی از موبایلشان کمک می گیرند. طبق نتایج این بررسی توجه و علاقه به گوشی های مد روز در بین آقایان و خانم ها بسیار اندک است اما با این حال تولید کنندگان گوشی مثل موتورولا و ال جی تولیدات زیادی در این زمینه دارند. در کل به طور متوسط آقایان نسبت به خانم ها تمرکز بیشتری روی کار دارند. البته این یک مطلب کلی است که از نتایج این تحقیق بر آورده می شود و ممکن است در همه جای دنیا صادق نباشد.

همچنين جالب است كه بدانيم:
طبق یکی از مطالعات اخیر، گوشی موبایل نقشی بیش از یک وسیله ارتباطی ساده در زندگی خانم های مجرد و جوان ایفا می کند. طبق این تحقیق خانم های جوان از موبایل به عنوان یک وسیله مهم در ارتباطات اجتماعی و برنامه ریزی ملاقات ها و مدیریت کارهایشان و همچنین مطابق بودن با مد روز استفاده می کنند. همچنین طبق نتایج تحقیق، 40% خانم های جوان در بیشتر اوقات SMS یا پیامی را ارسال می کنند و چند ساعت بعد، از SMS ای که فرستاده اند شرمنده می شوند چون حرفی را زده اند که نباید می زدند ! 73% از موبایلشان به عنوان دفترچه نگهداری اطلاعات مختلف Contact ها استفاده می کنند، 74% برای اطلاع از زمان به جای ساعت مچی به صفحه موبایل نگاه می کنند.
چیزی حدود 50% افرادی که در بررسی شرکت کردند به SMS بازی های عاشقانه علاقمندند! 78% از این خانم ها ترجیح می دهند شماره موبایلشان را به فرد مورد علاقه شان بدهند و به طور میانگین 63 Contact در موبایلشان دارند. 32% از روی نوع موبایل افراد شخصیت آن ها را تحلیل می کنند و 12% آن ها با افرادی که گوشی هایی بزرگ و از مد رفته دارند ارتباط برقرار نمی کنند. در کل می توان موبایل را بهترین دوست و همراه یک دختر جوان دانست که در طول روز بیشتر وقت خود را با آن صرف می کند.
به زودي واژه جديدي وارد صفحه حوادث روزنامهها و جرايد خواهد شد. كه سابقا وجود نداشت.احتمالا پليس ويژهي نيز براي اين بزه تشكيل خواهد شد."بنزين دزدي" واژهي است كه از اين پس فراوان خواهيد شنيد و از اين پس به جاي مفسد اقتصادي و كارمند رشوه گير با مفسد بنزيني مواجه خواهيم شد.ديگر لازم نيست دزدگير بخريد و هفت تا قفل به درو پيكر ماشينتان بزنيد، بايد شبها كنار ماشين و باك خودوروتان بخوابيد. زيرا بنزين سهميهبنديتان را ميدزدند ، بقيه قصه را هم خودتان بهتر از من ميدانيد....

اما....
مدتهاست كه قرار است بنزين سهميه بندي شود ، هر روز شايعهي در شهر ميپيچد و مردم را نگران ميكند. اگر ميزان خسارتهايي كه به شهروندان بابت اين بلاتكليفي وارد ميشود را تخمين بزنيم، رقم سرسامآوري را مشاهده خواهيم كرد.راستي مسئوليت اين همه بلاتكليفي و فشارهاي وارده به مردم با كيست؟
هرچند بحث سهميه بندي بنزين خود مخالفان و موافقاني دارد.اما دولت نميداند بالاخره چه كند؟
در اين بين فقط و فقط مردم هستند كه زيان ميبينند.ايران سرزمين نفت است و آنگاه شرايط استفاده از نفت و مشتقات آن براي مردم دشوار شده است.
تولید روزانه نفت ایران بالغ بر 4.3 میلیون بشکه می باشد که در مقایسه با تولید 28 سال قبل، 1.9 میلیون بشکه در روز دچار افت شده است. این روند نزولی در تولید نفت در بازار رقابتی جهان به مثابه شمارش معکوس برای مرگ یک صنعت بسیار استراتژیک محسوب می شود. به گفته وزیر نفت ، ایران سالانه 25% از توانایی تولید خود را از دست می دهد و این به معنای کسر تولید 250 هزار بشکه در روز خواهد بود.
کسری تولید بنزین در داخل کشورفقط محصول نبود پالایشگاه کافی در کشور می باشد و نه هیچ چیز دیگر. عدم سرمایه گذاری هوشمندانه درصنعتی اینچنین حیاتی موجب هدر شدن سالانه 400 میلیون دلار ارز می شود و این به زبان دیگر یعنی امکان کسب 25 میلیون دلار پورسانت برای دلالان و مافياي درون وزارت نفت است.
سالهاست كه مردم بايد بار مشكل دولت را بپردازند، در حاليكه در مسالهي بنزين و مصرف بالاي آن قبل از شهروندان ، دولت مقصر است.
در حاليكه بر سهميه بندي بنزين تاكيد ميشود و از مردم ميخواهند تا از ناوگان حمل و نقل عمومی استفاده كنند ، با شبكه ناكارآمد حمل و نقل عمومي مواجه هستيم. اي كاش براي يك بار هم كه شده مسئولين محترم بدون هماهنگي قبلي در گرماي داغ تابستان سوار تاكسيها و اتوبوسهاي درب و داغان ميشدند تا بدانند علت فرار مردم از دست ناوگان حمل و نقل عمومي چيست.اي كاش محافظين آنان اجازه بدهند تا مديران عزيز فشار قبر ناشي!! از ازدحام درون اتوبوس و مترو را درك كنند.
در بررسي مشكلات اينچنيني با زنجيرهاي از مشكلات مواجهايم كه پرداختن به آنها چندين مثنوي را ميطلبد.اما خلاصه كلام اينكه مديريت در ايران ناكارا است.
فقط كافي است به اين موضوعات توجه كنيد: صنعت الكترونیك رشد مطلوبي نداشته ،خودروهای داخلی پرمصرف هستند، شبكه توزیع انرژی فرسوده است ، بنزین قاچاق میشود ، ترافيك و مسائل آن متولي ندارد و مديريت نميشود ، شهروندان فرهنگ ترافيكي را رعايت نميكنند، خودورهاي فرسوده كه مصرف بالايي هم دارند جمعآوري نميشوند، و دهها مساله دیگر. حل اين مشكلات و ساماندهي اكثر آنها بر عهده دولت است .
متاسفانه صورت مساله بنزین بد مطرح شده است. بنزین و نفت متعلق به ملت است، هرچند دولت با چماق یارانه بر سر مردم منت میگذارد. نفت و بنزین یك ثروت بین نسلی است.اگر مصرف بنزین در كشور بالا است از كم كاری و بیتوجهی و بیتدبیری دولتها بوده و هست.
اما ، از همه عجيبتر بلاتكليفي قيمت بنزين آزاد است. فرض كنيم ، قرار است با خودرو شخصي به مشهد برويم ، حوالي سبزوار بنزين سهميه بندي شما تمام ميشود و ديگر امكان استفاده از بنزين سهميه بندي را نداريد. براي قيمت آزاد دولت همچنان تصميم نگرفته اسنت و شما نميتوانيد بنزين آزاد بخريد در نتيجه بايد تا مشهد ماشينتان را كول بگيريد!
شعارها ايرانگردي و گسترش توريسم داخلي هم كه با اين سياست سهميه بندي و افزايش قيمت بنزين يعني شعار پوچ!
خدا به دادمان برسيد با اين برنامه ريزان و سياستگذاران مبتكر و متفكري كه داريم. مثلا قرار است دنيا را مديريت كنيم و از كشورهاي ديگر هم براي حل مشكلاتشان با ما تماس ميگيرند!! بالاخره كدام را باور كنيم.

