تبليغاتX
برای فردا

تغيير ساعت فعاليت ادارات و مدارس در ماه رمضان  آن هم توسط هيات محترم دولت در نوع خودش جالب توجه است .در حاليكه دولت ادعا مي‌كند : قصد جبران عقب‌ماندگي‌ها  را دارد و هر كس با سرعت رييس جمهور كه با سرعت جت برابري مي‌كند همساز نشود بركنار خواهد شد.

 

اين مصوبه ادعاهاي قبلي آنان را زير سوال مي‌برد. هيات وزيران اين مصوبه را در راستاي  فرا رسيدن ماه مبارك رمضان و لزوم استفاده هرچه بهتر از اين فضاي روحاني و معنوي تصويب كرده است . به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) بر اساس اين تغيير؛ ادارات در تهران ساعت ‌٩ صبح شروع به كار مي‌كنند و بعد از ظهر نيز ساعت ‌١٤ به كار خود پايان مي‌دهند و ساعت شروع به كار مدارس و بانك‌ها نيز در تهران ‌٣٠ /‌٨ صبح تعيين شده است.  

اين بذل و بخشش  دولت در حالي صورت مي‌گيرد كه طبق بررسى جامعه جهانى كار زمان كار مفيد كارمندان در دستگاه هاى دولتى ایران فقط ۲۲ دقيقه است. اين زمان هم در روزهاي عادي سال حاصل شده است. با در نظر گرفتن اين تغيير ساعت و اضافه نمودن نماز و دعا‌هاي ماه مبارك رمضان در هنگام ظهر ، ضعف جسماني ناشي از سوختن چربي‌هاي دور كمر (البته با توجه به اينكه اخيرا اعلام شده اقشار متوسط به پايين كشور چاق تر از سايرين هستند) ، بهتر بود دولت محترم در طي اين مدت مملكت را تعطيل كند تا حداقل خيالمان راحت باشد.

نمي‌دانم اين كاهش ساعت كاري در ساير كشورها هم اعمال مي‌شود يا خير؟ اما گمان نمي‌كنم در هيچ جاي دنيا چنين اشتباهي را مرتكب شوند.

تكليف كارگران كارخانجات در اين بين چه مي‌شود ، آيا بايد توليد كارخانه‌ها هم كاهش يابد.تکلیف كارگران زحمتكشي كه پاي كوره‌هاي مذاب و يا در كارگاه‌ها مشغول انجام وظيفه هستند چه مي‌شود. آن كشاورز روستايي بايد چه كند . ايا كارمندان و ادرات دولتي خونشان از خون آن روستايي رنگين تر است و يا كارشان سخت‌تر و طاقت فرساتر!

از دولت ساختار شكن بعيد بود كه اجازه تصويب چنين طرحي را بدهد. اين مسائل را اگر با اين خبر كه ايران بعد از پرو دومين كشور جهان از نظر كثرت روزهاي تعطيل است كنار هم قرار دهيم ،مي‌توانيم پي به خيلي از مشكلات ريشه‌ي كشورمان ببريم.  

 

آقایان به نام اسلام و ماه مبارک رمضان کشور را تعطیل نکنید...

نوشته شده توسط رضا پیرهادی در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386 ساعت 12:41 | لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

هفته قبل معاون علمی رییس جمهور پس از مدتها تفكر و دوري و فقر مفرط ناشي از دوري از ميكروفن و واكمن اعلام كرد:  در ايران امروز فرار مغزها نداريم، بلكه فقط ما شاهد مهاجرت نخبگان هستيم.

 

nokhbe

 

 

فرار مغزها فرآيندي است كه بر محمل يك رابطه نامتعادل بين كشور‌هاي پيشرفته و كشورهاي كمتر توسعه يافته جهان سوم شكل مي گيرد.و طي آن نيروي انساني پرورده و نخبه از كشورها كمتر توسعه يافته به كشورهاي صنعتي ثروتمند توسعه يافته تر منتقل مي شود. نتيجه نهايي اين فرايند به سود خالص كشورهاي صنعتي و زيان خالص كشورهاي جهان سوم است.

اصطلاح فرار مغزها را براي نخستين بار انگليسي ها به كار بردند.فرار مغزها ريشه در روابط تاريخي آمريكا و انگلستان داشت و بيانگر انگيزش مهندس‌ها و پزشكان انگليسي براي مهاجرت به آمريكا، با هدف كسب درآمد بيشتر و دستيابي به محيط كار مناسب‌تر در كشور مقصد بوده است.

 مفهوم اين واژه در بيشتر زبان‌هاي اروپايي به معناي به سوي خود كشيدن و جذب مغزهاي پرورده است .در حالي كه معادل فارسي اين اصطلاح، مفهوم فرار كردن و دفع را با خود دارد. در مصر به آن لقب دزدي مغزها داده‌اند.

 

نمي‌دانم تفاوت مهاجرت با فرار چيست؟ اما اگر فرق هم داشته باشند! باز هم كشور مان دچار زيانهاي شديدي از اين« نمي‌دانم ! چي چي مغزها» زيان مي‌بيند. در حال حاضر، شمار قابل توجهي از تحصيل‌کردگان، دانشمندان، پزشکان و نخبگان دانشگاهي ايراني در خارج از اين کشور به‌سر مي‌برند و عده‌ ديگري نيز هر ساله ترک وطن مي‌کنند.

بر اساس آمار صندوق بين‌المللي پول که از مطالعه 91 کشور استخراج شده است، ايران بيشترين ميزان خروج مغزها را دارد. هر سال حدود 150 هزار نفر از تحصيل‌کردگان ايران در جست‌وجوي فرصت‌هاي بهتر ترک وطن مي‌کنند. کارشناسان ايران لطمه اقتصادي اين پديده را حدود 50 ميليارد دلار در سال برآورد مي‌کنند. آنان خروج هر مخترع يا دانشمند را با نابودي 10 چاه نفت مقايسه مي‌کنند.

گرچه براي عده‌اي 10 چاه نفت واقعي ارزشمند تر است و اصلا متوجه مزاياي اين نخبگان و مغزها نيستند اما اي كاش به جاي پاك كردن صورت مساله فكري به حال اين مغزها شود تا كمتر سوداي رفتن و مهاجرت! را در سر داشته باشند.

سال گذشته گفت‌و‌گوهايي را در همشهري جوان تهيه مي‌كردم كه موضوع آن  گفت‌و‌گو با المپيادي‌ها و مخترعين جوان بود، اكثر اين افراد با اينكه اصلا از شهر خودشان هم خارج نشده بودند، چون تازه پشت لب‌شان سبز شده بود! اما مي‌گفتند كه روزي خواهند رفت ،‌ چون در ايران اصلا ارزشي ندارند، و خيلي از مديران مرتبط حتي نمي‌دانند چگونه با آنان برخورد كنند. برخي هم مي‌گفتند در همان دوران المپياد با آنان مذاكره شده تا ايران را ترك كنند و در فلان دانشگاه معروف آمريكايي و يا كانادايي تحصيل كنند.

در اين بين جوان كرمانشاهي كه اتومبيل جالبي را كه با هوا ! مي‌سوخت طراحي كرده بود،‌آن‌هم در اين بلبشوي بنزين و گاز، حرفهاي جالبي مي‌زد. مي‌گفت طرح خود را به كارخانه‌هاي خودورسازي ايراني ارائه كرده است .اما  مديران محترمانه و با پوزخند جوابش را داده اند. اما چند كشور اروپايي حاضر شده‌اند شرايط لازم را براي او فراهم كنند تا اختراعش را كامل تر كند.

حال چه تفاوتي مي‌كند كه نخبه را مهاجرت بدهيم و يا كاري كنيم كه فرار كند! هر دو يكي است و آنكه در اين بين سود فراوان مي‌برد . كشورهايي هستند كه از اين مهاجرين بي پناه نهاين بهره را مي‌برند.

آقاي واعظ زاده گيرم كه مهاجرت نخبگان را پذيرفتيم ،‌ لطف كنيد بگوييد كه چه كرده‌ايد تا اين روند كاهش و حتي معكوس شود؟  هر چند در تمام دنيا و عليرغم انكار شما به اين اقدام مغزها مهاجرت نمي‌گويند، اما هزاران مغز ديگر منتظرند ببينند كه شما برايشان چه خواهيد كرد تا فكر مهاجرت را از سرشان بيرون كنند.

بعد از آمريكا ، كانادا ، اتحاديه اروپا و استراليا  مشتري ثابت نخبگان ايراني دبي شده است و آنان جذب نخبگان ايراني را به عنوان يك راهبرد در دستور كار قرار داده‌اند.

زيان كشور ما از صادرات مغز و يا همان مهاجرت مغزها ، بالغ بر 38 ميليارد دلار برآورد شده در حالى كه درآمد ساليانه كشور از محل صادرات نفت قريب 12 ميليارد دلار اعلام شده است.

براي اينكه متوجه شرايط نخبگان باشي بايد واقعا نخبه باشي تا بداني اين سرمايه‌‌هاي گرانبها چه مي‌كشند. معاون علمي پيشنهاد مي‌كنم، با لباس مبدل به ادارات مرتبط مراجعه كنيد تا ببينيد چرا و به چه علت مغزها فرار مي‌كنند.

هرچند این روزها مساله  فرار ژن ها لقب گرفته است. اما این رشته سر دراز دارد.

نظر شما در مورد جلوگيري از فرار مغزها چيست؟

نوشته شده توسط رضا پیرهادی در یکشنبه چهارم شهریور 1386 ساعت 14:13 | لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar