تبليغاتX
برای فردا

آقاي قاليباف ، شهردار محترم تهران ؛

خوب يادم هستم روزهايي را كه كودكي چند ساله بودم!  يك زمين خالي و خاكي مقابل خانه‌امان بود. بساط فوتبال هر روز در اين زمين برقرار بود. نمي‌دانم چرا ولي ان روزها از باران متنفر بودم ،‌(خسته شدم  از اين تكرار بودم) چون زمين بازي‌‌مان را گل مي‌كرد و تنها دلخوشي را آن هم دردوران جنگ از ما مي‌گرفت.

هميشه با بارش باران غصه‌ام مي‌گرفت، پدرم دلداري‌ام مي‌داد و مي‌گفت: پسر جان باران رحمت خداست ، اگر باران نيآيد ، خشكسالي مي‌شود و زندگي سخت مي‌شود.

baran

 

اما در ذهن من بازي و فوتبال ارجح تر از باران و خشكسالي بود. گذشت تا به امروز رسيديم...

بعد از سالها مجددا از باران متنفرم ! با اينكه مي‌دانم چه بركاتي دارد.

نمي‌دانم چرا! اما با آمدن باران شهر من تعطيل مي‌شود، خيابانها پر ترافيك مي‌شود و  تاكسي‌ها و اتوبوس‌ها  هم ناياب مي‌شوند. شايد باران كه مي‌آيد تاكسي‌ها را با خودش مي‌برد.

ديروز اولين باران پاييزي بعد از مدت‌ها باريدن گرفت، خوشحال از اين لطف خدا ، از خبرگزاري بيرون آمدم. به ايستگاه ميدان فردوسي رفتم تا با آخرين دست آورد شهردار خدمتگزار به خانه بروم. جاي شما خالي جناب  دكتر قاليباف!

به همراه ساير مسافران و شهروندان فهيم! تهراني(اين واژه فقط در ايام انتخابات معنا دارد) 15 دقيقه منتظر اتوبوس بوديم. اولين اتوبوس به دليل ازدحام مسافر اصلا جا نداشت. حتي برخي از آقايان در آغوش خواهران گرامي جاي گرفته بودند. (دريغ كه فرياد وااسلاماي كسي را نمي‌شنوم)

 25 دقيقه  در ايستگاه بي‌آر‌تي بدون سر پناه زير باران ايستادم. به اين مي‌گويند شهروندمداري !

از آمدن اتوبوسي كه بتوان حتي به زور و با رعايت تمامي وحشي‌گري‌ها خود را جا داد ! نااميد مي‌شوم.( هر چه با خودم كلنجار رفتم نتوانستم متوحشانه به اتوبوس حمله كنم)

 

اما تاكسي هم پيدا نمي‌شود، تاكسي‌ها يا دربستي سوار كرده‌اند و يا دنبال مسافر دربستي هستند. زير باران كاملا خيس شده‌ام. يك تاكسي ون مسافري را پياده مي‌كند ، مي‌گويم امام حسين،  راننده مي‌گويد تهرانپارس . نمي‌دانم چرا اما بر خلاف تمام دنيا در ايران اين راننده‌ها هستند كه مسير مسافر را مشخص مي‌كنند.

بالاخره بعد از 45 دقيقه قرار گرفتن در زير باران سوار تاكسي مي‌شوم. به همت شهرداري تهران در راه‌اندازي خط اتوبوس‌هاي بي‌آر‌تي ، خيابان انقلاب ترافيكش دو برابر شده و در برخي نقاط مثل ايستگاه دروازه دولت خيابان ناگهان باريك مي‌شود و ازدحام مسافران مترو براي عبور از خيابان هم خود عامل ديگري براي ترافيك و كند شدن حركت خودورهاست؛‌ همين مساله ترافيك را تا ميدان امام حسين سبب مي‌شود.

نمي‌دانم عقل كدام مهندس ودانش كدام كارشناس باعث شده اين شرايط بر خيابان انقلاب حاكم شود. اما مي‌بايست مثل تمام دنيا براي ايجاد اين خط اتوبوس ابتدا مطالعه مي‌شد. اما شواهد مي‌گويند اين طرح هم مثل ديگر طرح‌ها فقط براي شعار دادن است و اصلا مطالعه‌اي اصولي براي اجراي آن صورت نگرفته است.

 

آقاي قاليباف ‌، لطفا عنوان BRT را از روي اين اتوبوس‌ها برداريد.كجاي اين اتوبوس‌ها با اين عنوان همخواني دارد.شما كه بهتر از همه مي‌داند  BRT چيست؟ و چه ويژگي‌هاي دارد. استفاده از همان اتوبوس‌ها قبلي و كاستن از تعداد خط‌وط در مسير ، اين اقدام شهرداري در راه‌اندازي خطوط  BRT است.

مي‌دانم لابد براي از سرباز كردن قضيه هزاران بهانه  از جمله كارشكني دولت را بهانه داريد و معتقد به مديرت واحد شهري براي حل مشكلات هستيد، اما وقتي شما و دستگاه عريض و طويل‌تان حتي توان  مديريت بر تاكسي‌ و اتوبوس تحت مديريت خود را نداريد، چگونه داعيه مديريت بر كلانشهر تهران آن هم در همه ابعاد را داريد.

نمي‌دانم تابه حال بدون اعوان و انصار و هماهنگي‌هاي قبلي سوار شاهكار BRT شده‌ايد يا نه اما حتما سوار شويد و لذت فشار قبر را يكبار تجربه كنيد. هر چند در اين بين سوژه‌هاي خوبي هم براي همكاران  در نيروي انتظامي وجود دارد. باور كنيد در BRT اسلام و ناموس مردم به خطر افتاده است.

اميدوارم براي يكبار هم كه شده از باران خاطره خوبي داشته باشم و حداقل با آمدن باران تاكسي‌ها و اتوبوس‌ها از خيابان ناپديد نشوند، گمان نمي‌كنم براي شما كار سختي باشد.//

نوشته شده توسط رضا پیرهادی در چهارشنبه سی ام آبان 1386 ساعت 10:59 | لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar