دريغ است كه ايران ويران شود...
نشست سران كشورهاي درياي خزر ، به زودي در تهران آغاز ميشود. در اين نشست قرار است درباره بديهي ترين و قانوني ترين حق مسلممان! تصميم گيري شود.
نميدانم ،از دست دادن 50 درصد از درياي خزر كه به عنوان تاج كشورمان در نقشه خودنمايي ميكند، براي كسي اهميت دارد! آيا حقي مسلم تر از اين حق وجود دارد؟ در اين لحظه تاريخي كه نشان از تركمانچاي ديگري است، سكوت كنيم يا خير؟
هر چند بحث درياي خزر مختص دولت نهم و يا جمهوري اسلامي نيست ، مشكلات و مباحث از پیش از انقلاب همیشه مطرح بوده و هيچ گاه نتوانستهايم در اين زمينه اقدام مناسبي را در راستاي بدست آوردن حق ايران انجام دهيم.
حدود 180 سال پيش روسها با تحميل قرارداد تركمانچاي قسمتهاي مهمي از خاك كشورمان را دزديدند!

حال بار ديگر تاريخ در حال تكرار است . ولاديمير پوتين با هزاران ناز و عشوه و به قصد امتياز گيري چند باره و چپاول ايران بر سر تك تك ما ايرانيان منت نهاده ، قرار است پاي به خاك ايران بگذارند. برخي خوشحال از اينكه بالاخره در دولت نهم پاي يك آدم مهم به كشور باز شده ،حاضرند ميزبان خوبي باشند!
هر چند نام انگلستان و سياستهاي استعماري و پليد آنان در تاريخ ايران تا هميشه ماندگار خواهد بود، اما نبايد از كنار نام روسيه و اجحافي كه اين كشور بر مردم ايران داشته گذشت. در برخي برهههاي تاريخي روسها روي انگليسها را سفيد كردهاند، اما خيانت روسها در سالهاي اخير و به ويژه بعد از مساله انرژي هستهاي چند برابر شده است، خيانتهاي شخص پوتين و كشور روسيه در سالهاي اخير به اندازه تمام دسيسههاي كشورهاي استعمارگر آمريكا و انگليس بوده است .
پوتين براي آمدن به تهران، بهانههاي متفاوتي را مطرح كرده است ، حتي شايعه ترور خود در تهران را به جريان انداخته است تا ماهي بيشتري از اين آب گلآلود بگيرد. شرايط فعلي ايران در سطح بينالملل و فشارهاي وارده فرصت مغتنم را براي پوتين فراهم آورده است تا از باز بودن در ديگ استفاده كند، تاريخ نشان داده پوتين به مثابه ديگر سردمداران روس، يك گربه كاملا بيحيا ست. اميدوارم روزي بتوانيم پاسخ اين همه ديو صفتي روسها را بدهيم.
جلسه 24 مهرماه ميتواند فرصت مناسبي براي احقاق حق مسلم مردم ايران باشد ،به شرط آن كه از تمام توان خود استفاده نماييم.اما برخي حتي به حق 13 درصدي ايران به شرط حمايت روسيه از ايران در شوراي امنيت راضي هستند. هر چند روسيه اصلا دوست قابل اعتمادي برايمان نبوده است و همواره منافع خودش را در اولويت قرار داده و در بزنگاهها در اردوگاه آمريكا حاضر شده است.
در حال حاضر مهمترين هدف بايد حفظ خاك ايران باشد . از دست دادن حق 50 درصدي و اكتفا به 13 درصد پيشنهادي كشورهاي حاشيه درياي خزر ، به معناي اشغال خاك ايران است. بايد ديد تاريخ درباره اين نقطه عطف تاريخ كشورمان چه ارزيابي خواهد داشت. ايا ميتوانيم اين بار در مقابل زيادهخواهيهاي روسها بايستيم و پاسخ اقدامات 180 سال پيش آنان را بدهيم يا باز هم تاريخ تكرار خواهد شد. بايد منتظر ابتكار عمل دستگاه ديپلماسي براي احقاق حق مردم كشورمان باشيم . آيا تركمانچاي ديگري در راه است؟

