بد اخلاقيهاي سياسي موضوع مهمي است كه ميبايست براي آن چارهي انديشيد. اخلاق در رقابتهاي سياسي با توجه به موازين اكثر احزاب سياسي كشور كه خود را اسلامي و مقيد به اصول اخلاقي ميدانند، جدي گرفته نميشود. اخلاق حلقه مفقوده فعاليتهاي سياسي است. نمونه بارز اين بداخلاقي سياسي جنجال بر سر صحبتهاي اعلمي است.
.jpg)
به مجلس كشاندن كابينه امام حسين! توسط اكبر اعلمي نماينده تبريز ، اين روزها خوان نعمتي را براي جارو جنجالهاي حزبي و انتخاباتي فراهم كرده است. هر چند اين روند تبليغاتي تا چند وقت ديگر ميتواند عواقب خطرناكي را براي اعلمي رقم بزند. هرچند علت زلزلههاي اخير تبريز را سخنان اعلمي دانستهاند!
اعلمي از معدود نمايندگاني است كه نكتهاي منفي در پرونده ندارد؛ اگر داشت تابه حال رسوايش كرده بودند. به همين دليل ، ميتوان به او به عنوان يك نماينده واقعي احترام گذشت.
اعلمي فارغ از تمامي زد و بندها ،گاهي با زبان گزندهاش و با انتقاد از شرايط ، دولت و حاكميت را به چالش ميكشد و اين وظيفه اصلي يك نماينده است. مجلس شوراي اسلامي نهادي مردمي است و نماينده مردم به منزله چشم بيناي ملت و به مثابهي پاسدار حقوق اساسي مردم ميبايست در مقابل كجرويها و بيعدالتي بايستد.در مجموع مجلس شوراي اسلامي ، به عنوان سمبل حضور مردم در عرصه حاكميت نقش موثري را بايد ايفا نمايد.
* * * * *
بحث درباره نماينده واقعي مردم ، يك مثنوي ميطلبد. اما نماينده واقعي كيست؟ و چه ويژگيهاي دارد؟
نماينده ي واقعي كسي است كه بدون زد و بندهاي سياسي و به مسائل كشور نگاهي فرا جناحي داشته و آنچه برايش بايد مهم باشد ، مصالح كشور و مردم در ابعاد سياسي ، اجتماعي و فرهنگي است ، نماينده واقعي در اين صورت است كه ميتواند به اعتماد مردم پاسخ دهد.
نماينده مجلس بايد داراي شرايطي چون : استقلال فكري ، دانش و بينش لازم ، آزاد انديشي ، شجاعت ، صراحت لهجه و عدالت طلبي باشد.
اعلمي به عنوان يك نماينده و به اعتراف اكثر خبرنگاران پارلماني ، سالم است! و دغدغه مردم دارد. اما آنچه در جنجال اخير بدان توجه نشد استيضاح كابينه امام حسين(ع) بود نه شخص ايشان!
حضرت علي(ع) فرمودهاند : خوش ندارم كه در خاطر شما بگذرد كه من دوستدار ستودنم و خواهان ستايش شنودن. سپاس خدا را كه بر چنين صفت نزادم و اگر ستايش دوست بودم آن را وا مي نهادم... و بسا مردم كه ستايش را دوست دارند، از آن پس كه در كاري كوشش آرند. ليكن مرا به نيكي مستاييد تا از عهده حقوقي كه مانده است برآيم و واجبها كه برگردنم باقي است ادا نمايم. پس با من چنانكه با سركشان گويند سخن مگوييد و چنان كه با تيزخويان كنند از من كناره مجوييد و با ظاهرآرايي آميزش مداريد و شنيدن حق را بر من سنگين مپنداريد و نخواهم مرا بزرگ انگاريد».
باالهام از اين فرمايش اميرالمومنين جايي براي هجمه به اعلمي باقي نميماند، عصمت امامان(ع) در جاي خود محفوظ، اما بسياري از نزديكان و منسوبين امامان(ع) خيانتها و اشتباهاتي را مرتكب شدهاند كه بر تاريخ اسلام و جهت آن تاثير گذاشتهاند. آيا نبايد از اين افراد انتقاد كرد!
* * * * *
در جريان صحبتهاي اخير اعلمي بار ديگر نقش اخلاق و جدي انگاشتن آن در رقابتهاي سياسي مطرح شد. متاسفانه در تمامي اين جارو جنجالهاي سياسي آنچه قرباني ميگردد اخلاق وآموزههاي اسلام است. عليرغم ادعاي اكثر سياسيون و مديران رسانههاي كشور مبني بر رعايت موازين اخلاقي و اسلامي متاسفانه شاهد چنين بداخلاقيهاي از جانب برخي از گروهها و جريانات سياسي به منظور تخريب گروههاي رقيب هستيم.
اخلاق در سياست و اخلاق اجتماعي از مسائلي است كه ميبايست ترويج و تبيين گردند. متاسفانه جامعه امروز از اين مسائل عليرغم مذهبي بودن جريانات سياسي رنج ميبرد. نقش رسانهها و مراكز فرهنگي و آموزشي در اين بين بسيار مهم است. اخلاق بايد اولويت تمام فعاليتها باشد والا در مقام ادعا همه اخلاق را امري لازم و پسنديده ميدانند.

