اين چند روز كه پودر لباسشويي ناياب شده و انشاالله تا چند روز آينده بايد به دنبال ماكاروني و قيمت هاي كهكشاني اش باشيم. در تاكسي و اتوبوس باز هم ، حرف هايي ميشنوم كه حاكي از عدم رضايت مردم است.
تقريبا هيچ كس راضي نيست، همه مستاصل شده اند و مينالند. اما در عجبم كه در چنين شرايط چراكسي اعتراضي نميكنند( اصلا بحث سياسي نيست، اين حق مردم است كه شرايط متعادلي را تجربه كنند و حداقل از زندگي رضايت داشته باشند و اين مساله يكي از اصلي ترين وظايف دولت در قانون اساسي است)
به هرحال مطمئنم اين شرايط در هر كشور ديگري بود، شرايط ديگري رقم مي خورد . اما در ايران رفتارهاي مردم باعث شده تا رييس جمهور بگويد كه وضع اقتصادي مردم بهتر از قبل شده و گفتههاي اين چنيني.اما حقيقت چيز ديگر است.
كتاب جالبي را اين روزها مطالعه ميكنم ، هرچند كمي قديمي شده اما توصيه مي كنم كه حتما تهيه كنيد و بخوانيد: جامعهشناسي خودماني (چرا درماندهايم) نوشته ي حسن نراقي (نشر اختران).
اين كتاب برخلاف ديگر كتابها كه دائما ما ايرانيها را بهبه و چهچه معرفي ميكند ، حقايق را نوشته و به نكوهش ويژگي و صفات بد ايرانيان پرداخته است. صفات زشتي كه همه از آن بهره بردهايم اما نميپذيريم كه چنين هستين و همواره اين صفات را در وجود ديگران ميبينم. تا به كي بايد اينگونه باشيم ؟ چه زماني خود را اصلاح خواهيم كرد؟
هنوز هم اين گونه است ، شايد به مذاق خيليها خوش نيايد اما مردم در ظاهر گونهي رفتار ميكنند .... و در پشت صحنه حرفهايي ميزنند كه انسان از اين همه ريا و دورويي هنگ ميكند. در تمام دنيا واكنش مردم در قبال پديدههاي چون گراني، افزايش فقر، محدوديتهاي فرهنگي اجتماعي يكسان است اما در ايران خودتان بهتر ميدانيد كه مردم در قبال اين مسائل چه ميكنند. در ظاهر مدح دولت ميگويند و در باطن هر چه فحش در خزانه واژگاني دارند نثار دولتمردان ميكنند.
در بخشي از اين كتاب به نقل از كتاب خلقيات ما ايرانيها نوشته شده : با همه قيافه كه به خود ميگيرد هيچ كار دنيا را به جد نميگيرد، مگر در سه مورد يكي شكم ، يكي كيسه و يكي تنبان. براي حل مشكلات دنيا تنها به سه طريق معتقدند: سرهم بندي، ماست مالي و ساخت و پاخت.
يا در بخش ديگري از شاردن سياح فرانسوي نقل ميكند كه : ايرانيان بيش از هر چيز ميخواهند زندگي كنند و خوش باشند ، بسيار مخفي كارند و متقلب و بزرگترين متملقين دنيا هستند و به شدت دروغگو....
نويسنده دروغ را منشأ فساد مي داند و منشأ رياكاري را دروغ، زماني كه پنهان كاري و دروغ صورت گيرد در نتيجه آن فرد مجبور به تظاهر و ريا مي شود.
متأسفانه در كشور ما اين امر وجود دارد چرا كه زمان آمارو سرشماري هم دولت و هم مردم هيچ كدام به طرف مقابل اعتماد ندارند ، هيچ يك به ديگري آمار درست و حسابي نميدهد و هر يك به ديگري دروغ ميگويند،هر دو ميدانند طرف مقابل دروغ ميگويد و نتيجه آن دروغ و رياكاري وضعيتي ميشود كه هر دو طرف از آن شكايت ميكنند .
نراقي ريشه اين رياكاري را در گذشته و تاريخ ايران ميداند چرا كه زمان حمله دشمن به ايران ،ايرانيان كمي مقاومت ميكنند ،اگر جواب نداد مجبور به تسليم ميشوند و در پايان همراه و همرنگ با او، تا بتواند جلب اعتماد او را كسب كند و حتي به مقامات حكومتي ميرسد و اينها همه به قيمت شرف و عزت ايرانيست و بس.
گويا اخلاق ما ايرانيان از 2500 سال پيش به همين گونه بوده است كه داريوش دعا ميكند: خدا اين كشور را از دروغ، خشك سالي و دشمن در امان دارد.

